شمارهٔ ۱
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر به زیبایی و لطافت معشوقهاش اشاره میکند و از او خواسته تا مجلس را از وجود خود آراسته کند. او بیان میکند که امروز زمان شادی است و نمیخواهد به غم و فراق فکر کند. شاعر از درد جدایی و هجران معشوق نالان است و تنها راه تحمل این درد را مدارا میداند.
احسنت و زه ای نگار زیباآراسته آمدی بر ما
هوش مصنوعی: خوش آمدی ای معشوق زیبا، که با زیبایی خود بر ما جلوهگری کردی.
امروز به جای تو کسم نیستکز تو به خودم نماند پروا
هوش مصنوعی: امروز هیچکس به خاطر تو نیست که من به خاطر او بر خودم لطمه بزنم.
بگشای کمر پیاله بِستانآراسته کن تو مجلس ما
هوش مصنوعی: پیاله را باز کن و آماده کن، تا در مجلس ما شادمانی و زیبایی ایجاد شود.
تا کی کمر و کلاه و موزه؟تا کی سفر و نشاطِ صحرا؟
هوش مصنوعی: تا کی باید درگیر ظواهر و آراستگی باشیم و کجا میخواهیم به سفر و خوشگذرانی ادامه دهیم؟
امروز زمانه خوش گذاریمبِدْرود کنیم دی و فردا
هوش مصنوعی: امروز با خوشی و شادی وقت خود را سپری میکنیم، پس بیایید از دیروز و فردا خداحافظی کنیم.
من طاقت هجر تو ندارمبا تو چه کنم به جز مدارا؟
هوش مصنوعی: من نمیتوانم دوری تو را تحمل کنم، چه کاری میتوانم بکنم جز اینکه با آرامش رفتار کنم؟