شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ساقی (آبشار) میگوید که باید نوشیدنی را به او بدهد تا از عزلت و زهد ظاهری رها شود. او به این نکته اشاره میکند که ارزش دنیا و زندگی آدما در مقایسه با نعمتهای واقعی کم است و از روحانیون و زاهدان میخواهد که به جای ترویج زهد خشک، عشق و شادی را ترویج کنند. او در نهایت از ساقی میخواهد که زنجیرهایش را بردارد و به او زیبایی واقعی را نشان دهد، تا از یکنواختی و کسالت زندگی رها شود. در مجموع، نگاهی به لذتهای زندگی و عشق در مقابل زهد و سختگیریهای دینی دارد.
ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز راتا زمانی کم کنم این زهد رنگآمیز را
هوش مصنوعی: ای ساقی، بادهای بده که به جز شراب چیزی نتواند مانع گسستگی حجاب پرهیز از دنیا باشد. تا زمانی که بتوانم این زهد ظاهری و رنگین را کم کنم.
ملکت آل بنیآدم ندارد قیمتیخاک ره باید شمردن دولت پرویز را
هوش مصنوعی: بزرگی و ثروت ملتی مانند آل بنیآدم به اندازهای نیست که ارزش داشته باشد، بلکه باید ارزش واقعی را در خاک زمین و آثاری مانند حکومت پرویز جستجو کرد.
دین زردشتی و آیین قلندر چند چندتوشه باید ساختن مر راه جانآویز را
هوش مصنوعی: دین زرتشتی و روش زندگی عارفان، هر کدام چه مقدار باید برای سفر به سرای دیگر فراهم کرد؟
هر چه اسباب است آتش درزن و خرم نشینبدرهٔ ناداشتی به روز رستاخیز را
هوش مصنوعی: هر چیزی که مربوط به آتش و شادی است، از خود دور کن و در روز قیامت که همه چیز نمایان میشود، زحمتهایی که کشیدهای را به یاد داشته باش.
زاهدان و مصلحان مر نزهت فردوس راوین گروه لاابالی جان عشقانگیز را
هوش مصنوعی: بسیاری از زاهدان و مصلحان سعی دارند تا بهشت را توصیف کنند، اما این گروهی که بیخیال هستند، روح عشق را میپرستند و به دنبال لذت آن هستند.
ساقیا زنجیر مشکین را ز مه بردار زودبر رخ زردم نِه آن یاقوت شکّرریز را
هوش مصنوعی: ای ساقی، زود زنجیر مشکین را از مه بردار و بر چهره زرد من آن یاقوتی که شکر را ریخته، بگذار.