شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به زبان گلایه و در عین حال دعوت به نوشیدن و لذت زندگی است. شاعر از ساقی میخواهد که به او و دیگران آرامش و نوشیدنی بدهد تا در لحظات بیقراری زندگی، طعم خوشی را بچشند. او به میهمانی و معاشرت با اهل مجلس اشاره میکند و از تضاد بین خامی و پختگی سخن میگوید. شاعر به دنیای مادی و خاکی اشاره میکند و میگوید که در این دنیا نه بهشت و نه دوزخ میتواند خالی باشد. او بر این باور است که در زندگی باید به کار خود توجه کنیم و ننگ و نام به ما اهمیتی ندارد. در نهایت، او به لذت بردن از زندگی و لحظات حال تشویق میکند.
ساقیا دانی که مخموریم در ده جام راساعتی آرام ده این عمر بی آرام را
هوش مصنوعی: ای ساقی، آیا میدانی که ما چقدر مست هستیم؟ در این ده جام، کمی آرامش به ما بده تا این زندگی پر هیاهو را تحمل کنیم.
میر مجلس چون تو باشی با جماعت در نگرخام در ده پخته را و پخته در ده خام را
هوش مصنوعی: اگر تو همچون میر مجلس باشی و با مردم در ارتباط باشی، باید حواست را جمع کنی: در بین مردم نادان، پخته و دانا را ببین و در عوض در جمع دانایان به رفتار نادانها توجه کن.
قالب فرزند آدم آز را منزل شدستانده پیشی و بیشی تیره کرد ایام را
هوش مصنوعی: قالب انسانی که فرزند آدم است، مکانی برای آزمایش و چالشهای زندگی شده و غم و اندوه روزگار را تیره و تار کرده است.
نه بهشت از ما تهی گردد نه دوزخ پر شودساقیا در ده شراب ارغوانی فام را
هوش مصنوعی: نه بهشت از وجود ما خالی خواهد شد و نه جهنم پر میشود. ای ساقی، در اینجا شراب ارغوانی رنگ را به ما بده.
قیل و قال بایزید و شبلی و کرخی چه سودکار کار خویش دان اندر نورد این نام را
هوش مصنوعی: در میان گفتگوها و نقل قولهای بایزید، شبلی و کرخی، چه فایدهای دارد؟ هر کس باید در کار خود بپردازد و روی نام و شهرت دیگران حساب نکند.
تا زمانی ما برون از خاک آدم دم زنیمننگ و نامی نیست بر ما هیچ خاص و عام را
هوش مصنوعی: تا زمانی که ما از خاک آدم بیرون نیامدهایم و سخن میگوییم، نه ننگی بر ماست و نه نامی. هیچکس، چه خاص و چه عام، نمیتواند ما را قضاوت کند.