شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: این شعر توصیف زیبایی و جذابیت معشوق است که شاعر با بیانی زیبا و پر احساس به وصف ویژگیهای او میپردازد. شاعر از عطر عنبر و مشک که بر مه میپاشد سخن میگوید و به تصویری از چهره دلبر اشاره میکند که چشمانش جادو میکند. او همچنین به عشق و خواستههای قلبیاش اشاره میکند و از راز و جذبههای معشوق میگوید. در این شعر، احساساتی چون عشق، زیبایی و ناپایداری دنیا و زندگی به تصویر کشیده شده و شاعر به دنبال لحظاتی از وصال و خوشیهای زودگذر است. اشاراتی به حسرتها، فراموشی و تقاضا برای عشق نیز در دل این شعر نهفته است.
بر مه از عنبر معشوق من چنبر کندهیچ کس دیدی که بر مه چنبر از عنبر کند
هوش مصنوعی: عشق من به قدری زیبا و نفیس است که حتی ماه هم از آن الهام میگیرد و به خود زینت میبخشد. آیا هیچ کس توانسته است چنین زیبایی را مشاهده کند؟
گه ز مشک سوده نقش آرد همی بر آفتابگه عبیر بیخته بر لالهٔ احمر کند
هوش مصنوعی: گاهی عطر مشک برچهرهٔ آفتاب نقش میزند و گاهی عطر گلاب بر لالههای قرمز مینشیند.
گرد زنگارش پدید آمد ز روی برگ گلترسم امسالش بنفشه از سمن سر بر کند
هوش مصنوعی: از زیباییهای نوشتهاش بر روی برگ گل، ممکن است که امسال بنفشه از کنار سمن بیرون بیاد و نمایان شود.
ای دریغا آن پریرو از نهیب چشم بدسوسن آزاده را در زیر سیسنبر کند
هوش مصنوعی: ای کاش آن زیبای دلربا که به زیبایی سوسن آزاد است، تحت تأثیر نگاه بد قرار نگیرد و از چشمهای بد دور بماند.
هر که دید آن خط نورسته بدان یاقوت سرخعاجز آید گر صفات رنگ نیلوفر کند
هوش مصنوعی: هر کس که آن خط زیبا را ببیند، مانند یاقوت سرخ، نمیتواند توصیف کند و اگر بخواهد صفات رنگ نیلوفر را بیان کند، ناتوان خواهد بود.
خیز تا یک چند بر دیدار او باده خوریمپیش از آن کِش روزگار بیوفا ساغر کند
هوش مصنوعی: بیا و لحظهای را صرف دیدار او کنیم و در این دیدار باده بنوشیم، پیش از آنکه روزگار ناپایدار، ما را از هم جدا کند.
مهرهبازی دارد اندر لب که همچون بلعجبگه عقیق کانی و گه دُرّ و گه شکّر کند
هوش مصنوعی: در لبش بازیهایی وجود دارد که گاهی چون عقیق میدرخشد، گاهی دُرّ و گاهی شیرینی میآفریند.
چشمْ جانآهنج، دلالفنجْ، جادو بندِ اوجادویی داند مگر کز جزع من عبهر کند
هوش مصنوعی: چشم همچون جان درخشان و دل مانند شربتی گوارا است. جادو و جاذبه او به قدری قوی است که فقط کسی میتواند از درد و زجری که میکشم رهایی یابد.
آفرین بادا بر آن رویی که گر بیند پریبی گمان از رشکِ رویش خاک را بر سر کند
هوش مصنوعی: به افراد زیبا و دلنشین باید تبریک گفت، زیرا اگر پری (زیبای خیالی) آنها را ببیند، بیتردید به خاطر زیباییشان حسودی کرده و زمین را بر سر خود میریزد.
این چنین دلبر که گفتم در صفات عشق منگه دو چشمم پر ز آب و گه رخم پر زر کند
هوش مصنوعی: دلبر معشوقی که توصیف کردم، گاهی چشمانش پر از اشک میشود و گاهی هم صورتش به زیبایی مانند طلا میدرخشد.
گاه چون عودم بسوزد گه گدازد چون شکرگه چو زیر چنگم اندر چنگ رامشگر کند
هوش مصنوعی: گاهی مانند عود به سوزن و آتش میافتم و گاهی همچون شکر ذوب میشوم، گاهی هم وقتی که در دستانم به نوا میآیم، خوشنوازی از نوازنده به گوش میرسد.
گه کند بر من جهان همچون دهان خویش تنگگه تنم چون موی خویش آن لالهرخ لاغر کند
هوش مصنوعی: گاهی اوقات دنیا برای من مانند دهانی تنگ میشود و گاهی بدنم مانند مویی نازک و ضعیف میگردد، در چنین حالتی، آن گلرخ لاغر باعث میشود که حالتی پیچیده و ناگوار در من ایجاد شود.
گاه چون ذره نشاند مر مرا اندر هواگه رخم از اشک چشمم زعفران پر زر کند
هوش مصنوعی: گاه مانند ذرهای در هوا معلق میشوم و گاه اشکهای چشمانم به قدری زیاد میشود که صورتام را همچون زعفران طلایی میسازد.
ای مسلمانان فغان زان دلربای مستحیلکو جهان بر جان من چون سد اسکندر کند
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، آگاه باشید که دلفریبی چون او دارم که وجودم را زیر فشار قرار داده و مانند سدی محکم، مانع از حرکت و پویایی من شده است.