شمارهٔ ۱۸۸
هوش مصنوعی: این شعر با احساساتی عمیق از جدایی و غم ناشی از دوری محبوب نوشته شده است. شاعر از معشوقهاش میخواهد که در انس با دیگران شادمان باشد، حتی اگر او از این رابطه رنج میبرد. احساساتی چون عشق، درد، و حسرت در این شعر جاری است و شاعر به نوعی به معشوقهاش میفهماند که اگرچه او در درد و رنج بسر میبرد، ولی برای شادی او دعا میکند. در نهایت، شاعر به او نسبت به وضعیت خود و افسردگیاش اشاره میکند و از او میخواهد که به یاد او باشد.
ای ز ما سیر آمده بدرود باشما نه خشنودیم تو خشنود باش
هوش مصنوعی: ای کسی که از ما دلتنگ شدهای، خداحافظ. ما از این وضع راضی نیستیم، اما تو میتوانی راضی و خوشحال باشی.
کشته ما را گر فراقت ای صنمتو به خون کشتگان ماخوذ باش
هوش مصنوعی: اگر تو ای زیبا، به خاطر جدایت ما را بکش، باید بدانی که خون کشتهشدگان ما بر گردن توست.
غرقه در دریای هجران توامدلبرا دریاب ما را زود باش
هوش مصنوعی: من در دریای غم و جدایی از تو غرق شدهام، ای محبوب عزیز! زود مرا نجات بده.
هجر تو بر ما زیانیها نمودتو به وصلت دیگران را سود باش
هوش مصنوعی: فراق و جدایی تو برای ما دردسرها و آسیبهای زیادی به همراه داشته است، اما تو از این جدایی بهرهمند شدهای و به دیگری پیوستهای.
در فراقت کار ما از دست شدگر نگیری دست ما بدرود باش
هوش مصنوعی: در دوری تو، کار ما به مشکل افتاد. اگر دست ما را نگیری، خداحافظ.
ای سنایی در شبستان غمشگرچه همچون نار بودی دود باش
هوش مصنوعی: ای سنایی، اگرچه در شب غم تو مانند آتش سرزنده و پرشور هستی، اما باید به سادگی و آرامش دود کمرنگی باشی.