شمارهٔ ۲۴۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به عشق و مشروبات نوشیدنی بیان میکند. او از خمار و غم روزگار میگوید و اینکه با نوشیدن باده میخواهد بر دردهایش فائق آید. شاعر به زیبایی معشوق و اثر آن بر خود اشاره میکند و از عذاب دل و درد جدایی سخن میگوید. او تاکید میکند که علیرغم بدبختیهایش، از زندگی لذت میبرد و به خوشیها و شادیها روی میآورد. در واقع، این شعر به تقابل عشق، درد و لذت از زندگی میپردازد.
می ده پسرا که در خمارمآزردهٔ جور روزگارم
هوش مصنوعی: در اینجا به نظر میرسد که شاعر از مشروبات الکلی صحبت میکند و به نوعی خود را در حالتی از خماری و اندوه ناشی از سختیهای زندگی میداند. او به دنبال آرامش و تسکینی است، اما از عذاب و نارضایتی روزگارش آزرده خاطر است.
تا من بزیم پیاله بادابر دست ز یار یادگارم
هوش مصنوعی: تا زمانی که این جام پر از شراب را در دست دارم، یاد و خاطرهام را زنده نگهدار.
می رنگ کند به جامم اندربس خون که ز دیده میببارم
هوش مصنوعی: شراب در جامم رنگ میزند و از چشمانم اشک میریزد.
از حلقه و تاب و بند زلفتهم مؤمن و بستهٔ زنارم
هوش مصنوعی: من از زیبایی و پیچیدگی موهایت به قدری شیفتهام که خود را به بند تو بستهام، حتی اگر به نظر بیاید که در بند فریبا یا زنی دیگر هستم.
ای ماه در آتشم چه داریچون با تو ز نار نیست عارم
هوش مصنوعی: ای ماه، در آتش من چه میکنی، در حالی که من از آتش ناراحت نیستم.
تا ماندهام از تو بر کناریجویست ز دیده بر کنارم
هوش مصنوعی: تا وقتی که من از تو جدا نشدهام، اشک و غم از چشمانم بر کنار است.
خواهم که شکایت تو گویماز بیم دو زلف تو نیارم
هوش مصنوعی: میخواهم از غم و درد تو حرف بزنم، اما به خاطر نگرانی از دو زلفت نمیتوانم.
گر ماه رخان تو برآیداز من ببرد دل و قرارم
هوش مصنوعی: اگر چهرهی زیبای تو از من دور شود، دل و آرامشم را خواهد برد.
امروز که در کفم نبیدستاندوه جهان بتا چه دارم
هوش مصنوعی: امروز که در دستم مشروب نیست، در مقابل غم و اندوه جهان چه چیز دیگری دارم؟
مولای پیالهٔ بزرگمفرمانبر دور بیشمارم
هوش مصنوعی: سرور من، که پیالهٔ بزرگ باده را در دست دارد، من همیشه تابع و مطیع او هستم و در کنار او بیشمار و بیاندازه هستم.
در مغکدهها بود مُقاممدر مصطبهها بود قرارم
هوش مصنوعی: من در معابد و مکانهای مقدس مقام و منزلت داشتم و در جاهای مرتفع و برتر احساس آرامش میکردم.
از شحنهٔ شهر نیست بیممدر خانهٔ هجر نیست کارم
هوش مصنوعی: من از شحنهٔ شهر نگران نیستم، زیرا در خانهٔ هجران کار خاصی ندارم.
هر چند ز بخت بد به دردمهر چند به چشم خلق خوارم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در زندگیام دچار بداقبالی هستم و در نظر مردم از ارزش و اعتبار کمتری برخوردارم، باز هم به دنبال امید و بهبود هستم.
با رود و سرود و بادهٔ نابایام جهان همی گذارم
هوش مصنوعی: من با جریان رود، آواز زیبا و نوشیدنی خالص، روزهای زندگیام را سپری میکنم.