شمارهٔ ۲۷۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و وجود انسان اشاره میکند. او میگوید که ما به دنیا نیامدهایم که فقط از زندگی لذت ببریم، بلکه به دلیلی عمیقتر آمدهایم. عشق نیازی به پرستش ندارد و ما باید از غرور خود رها شویم. همچنین، ما در بند زمان هستیم و در مکان نیز محدودیم، اما هدف ما فراتر از این محدودیتهاست. هر کسی مسیر خود را میپیماید، اما ما برای حقیقت و عشق آمدهایم.
از پی تو ز عدم ما به جهان آمدهایمنز برای طرب و لهو و فغان آمدهایم
هوش مصنوعی: ما به خاطر تو از عدم و نیستی به دنیا آمدهایم، نه برای خوشگذرانی و شادی و زاری.
عشق نپذیرد هستی و پرستیدن نفسما ازین معنی بی نام و نشان آمدهایم
هوش مصنوعی: عشق چیزی را نمیپذیرد و ما به خاطر این احساس عمیق، از وجود خود و پرستش نفسمان، به این دنیا آمدهایم بدون اینکه نام و نشانی داشته باشیم.
تا کی از نسبت بی اصل همی لاف زنیمکز غرور خود بی خود به زبان آمدهایم
هوش مصنوعی: چقدر باید به نسبتهایی که پایه و اساس ندارد، فخر بفروشیم و در واقع از روی خودبزرگبینی، بیمقدمه و بیدلیل صحبت کنیم؟
مانده در بند زمانیم و زمان ما را نهدر مکانیم نه از بهر مکان آمدهایم
هوش مصنوعی: ما در قید زمان بسر میبریم و زمان ما نه به مکان محدود است و نه به خاطر جا آمدهایم.
هر کسی راه ازین ره به قدم میسپردما در اسپردن این راه به جان آمدهایم
هوش مصنوعی: هر کسی برای پیشرفت و موفقیت در زندگیاش تلاش میکند، اما ما با تمام وجود و با تمام احساسمان در این مسیر قدم میزنیم.