شمارهٔ ۳۰۴
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و شوق به محبوب سخن میگوید. او به یاد یاد و آثار جانانش، حسرت و غم را در دل میپروراند و از درد فراق مینالد. چشمان محبوبش او را مست و غمگین کرده و او را به سوی دیوانگی میبرد. شاعر از زیباییهای محبوب میگوید و به تکرار میگریاند تا صبح، در حالی که امیدوار است به دیدار جانانش برسد. او خود را در این عشق گرفتار میبیند و به خواب و بیداری خود توجهی ندارد، تنها در اندوه و محبت جانانش زندگی میکند. با وجود همه مصیبتها، عشق او به جانان از بین نمیرود و همچنان در انتظار دیدار اوست.
جوانی کردم اندر کار جانانکه هست اندر دلم بازار جانان
هوش مصنوعی: در دوران جوانی، تمام تلاش و انرژیام را صرف عشق و محبوبی کردم که در دل من همچنان جایی دارد و همیشه در خیال من حاضر است.
چو شکّر میگدازم زآب دیدهز شوق لعل شکّربار جانان
هوش مصنوعی: از شوق لبهای شیرین معشوق، اشکهای من مانند شکر آب میشود.
ز من برد اندکاندک زندگانیخلاف وعدهٔ بسیار جانان
هوش مصنوعی: زندگی من به آرامی و به تدریج از دست میرود و این در حالی است که محبوبم وعدههای زیادی به من داده بود.
فغان ای مردمان! فریاد فریادز شوق دیدن و گفتار جانان
هوش مصنوعی: آنگاه ای مردم، فریاد و فغان! از شادی دیدن و سخن گفتن معشوق.
از آن دو نرگس خونخوارِ جانانز چشم مست ناهشیارِ جانان
هوش مصنوعی: چشمان جذاب و نازنین محبوبم به شدت قلب مرا میرباید و در عالم خواب و بیخبری فرومیبرد.
فغان زآن سنبلِ سیرابِ مشکیندمیده بر رخ گلنارِ جانان
هوش مصنوعی: آه از آن سنبل خوشبو که به رنگ مشکی بر روی چهره گلنار محبوب من شکفته است.
همه شب زار گریم تا سحرگاههمی بوسم در و دیوارِ جانان
هوش مصنوعی: شبها به شدت گریه میکنم و تا سپیدهدم، به عشق محبوبم در و دیوار را میبوسم.
چو مجنونم دوان در عشقِ لیلیهمی جویم به جان آثارِ جانان
هوش مصنوعی: من همچون مجنونی هستم که در عشق لیلی در حال دویدن است و با تمام وجود به دنبال نشانههایی از محبوبم میگردم.
ستاره بر منِ مسکین بگریداگر گویی بِدو اسرارِ جانان
هوش مصنوعی: اگر به ستاره بگویی رازهای محبوب را، آنچنان برای من بیچاره خواهد گرید.
ازین شهرم ولیکن چون غریبانبمانده در غم و تیمارِ جانان
هوش مصنوعی: من در این شهر هستم، اما مانند بیگانگان در غم و ناراحتی محبوبم به سر میبرم.
ولیکن تا روان دارم، ندارممن مسکین سرِ آزارِ جانان
هوش مصنوعی: اما تا زمانی که زندهام، من بیچاره آرامش سر دردساز محبوبم را ندارم.