شمارهٔ ۳۱۷
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به سیر و سلوک روحی و خودآگاهی است. شاعر از محبوب خود میخواهد تا در جادهی خرابی و بیخانمانی قدم بزند و با عاشقانی که در مسیر هستند، گفتگو کند. او به خواننده توصیه میکند که از دنیا و علم کلام فاصله بگیرد و بر عاطفه و حقیقت تمرکز کند. توصیههای شاعر شامل جمعآوری تفرقهها، دوری از ظاهرگرایی و به دور ماندن از دوگانگی زهد و کفر است. در نهایت، او بر لزوم حرکت در مسیر فقر و حقیقت تأکید میکند و دعوت به تصدیق میکند.
خیز ای بت و در کوی خرابی قدمی زنبا شیفتگان سر این راه دمی زن
هوش مصنوعی: برخیز ای معشوق و در این مکان ویران یک قدم بگذار و با عاشقان این مسیر لحظهای بمان.
بر عالم تجرید ز تفرید رهی سازدر بادیهٔ هجر ز حیرت علمی زن
هوش مصنوعی: در دنیای بینهایت، که از جدا بودن رها میشود، راهی بساز و در بیابان جدایی، آگاهیات را از حیرت نجات بده.
بر هر چه ترا نیست ز بهرش مبر اندهوز هر چه ترا هست ز اسباب کمی زن
هوش مصنوعی: از هر چیزی که برایت فایدهای ندارد، ناراحت نشو و در مورد هر چیزی که داری، احساس کمبود نکن.
جمع آر همه تفرقهٔ خویش به جهدتبر ذات دعاوی ز معانی رقمی زن
هوش مصنوعی: تمامی اختلافات و پراکندگیهای خود را جمع کن و با تلاش و کوشش، به حقیقت دعویهای خود بپرداز و معانی را به وضوح بیان کن.
از علم و اشارات و عبارات حذر کنوز زهد و کرامات گذشته بَرَمی زن
هوش مصنوعی: از علم و نشانهها و کلمات بیهوده فاصله بگیر و از زهد و کرامتهایی که در گذشته بوده، دوری کن.
از کفر و ز توحید مگو هیچ سخن نیزپیرامن خود زین دو خطرها حرمی زن
هوش مصنوعی: از بیدینی و از یکتاپرستی حرفی نزن و نیز برای خودت دور از این دو خطر، حفاظتی ایجاد کن.
چون فرد شدی زین همه احوال به تصدیقدر شاهره فقر و حقیقت قدمی زن
هوش مصنوعی: وقتی به کمال رسیدی و به درک واقعی از زندگی و سختیها نائل گشتی، قدمی در راه فقر و حقیقت بردار.