شمارهٔ ۳۳۴
هوش مصنوعی: این شعر به محبوبی خطاب میشود که در عشق تغییراتی ایجاد کرده است. شاعر از او میخواهد که این تغییرات را متوقف کند و عشق را نابود نکند. او به معشوق میگوید که نباید زیباییهای خود را برای دیگران به فنا دهد و در عوض باید عشق و محبت را حفظ کند. شاعر از درد و رنج ناشی از این تغییرات ابراز نگرانی کرده و خواستار بازگشت به حالت اولیه و صداقت در عشق است. در نهایت، او تأکید میکند که زیباییهای او باید در عشق حفظ شود و نباید به خاطر ناسزا یا ناراحتی دیگران از آن کاسته شود.
جانا اگر چه یار دگر میکنی مکناسباب عشق زیر و زبر میکنی مکن
هوش مصنوعی: عزیزم، اگرچه با دیگری دوست میشوی، اما لطفاً دلایل عشق را بهم نریز و از هم نکن.
گویی دگر کنم مگرم کار به شودحقا که کار خویش بتر میکنی مکن
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تغییراتی در کارهایم ایجاد کنم، اما بهراستی بهتر است کار خود را بدتر نکنم و همچنان در مسیر درست ادامۀ کار کنم.
منمای روی خویش بهر ناسزا از آنکخود را بگرد شهر سمر میکنی مکن
هوش مصنوعی: به خاطر بدگویی دیگران، روی خود را برگردان نکن، زیرا با این کار خود را از شادی و زیبایی زندگی دور میکنی.
بر گل ز مشک ناب رقم میکشی مکشهر مشک را نقاب قمر میکنی مکن
هوش مصنوعی: بر روی گل با عطر خوش مشک نقوش زیبایی میزنی، اما هرگز هر مشک را زیر پوشش ماه قرار نده.
ای سیمتن ز عشق لب چون عقیق خودرخسارهٔ مرا تو چو زر میکنی مکن
هوش مصنوعی: ای عشق تو مانند عقیق، لبهای من را زیبا کردهای، چهرهام را چون طلا نکن.