قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در دل نبستن به مهر دنیا
هوش مصنوعی: این شعر درباره زندگی و مرگ انسانها و دو در (حیات و مرگ) آنهاست. شاعر اشاره میکند که حیات و مرگ دارای قفلی از قضا و بندی از قدر هستند. در زمان بقا، قضا قفل را باز میکند و در زمان فنا، قدر بند را برمیدارد. شاعر تأکید میکند که اگر انسانها به این امر بیندیشند، باید مراقب جان و زبان خود باشند. زندگی در دنیا پر از خطر است و انسانها هیچ راهی برای رهایی از اجل ندارند. کسی که در دنیا غرق شده، نه درمان دارد و نه راه حلی برای فرار.
شاعر هشدار میدهد که نباید به خوشیهای زودگذر دنیا اعتماد کرد و نباید به مال و ثروت دل بست، زیرا دلبستگی به این امور میتواند به تباهی دین و دل منجر شود. دنیا پر از آز و طمع است و کسی که دلش به دنیا خوش است، باید در خطر باشد. در نهایت، شاعر بیان میکند که زهد واقعی میتواند انسان را از خطرات دنیا نجات دهد و افراد نباید قیمت معانی والای زندگی را نادیده بگیرند.
مسلمانان سرای عمر، در گیتی دو در داردکه خاص و عام و نیک و بد بدین هر دو گذر دارد
هوش مصنوعی: مسلمانان در دنیای عمر خود، دو در برای ورود و خروج دارند که هم افراد خاص و هم عموم مردم، چه نیکوکار و چه بدکار، میتوانند از این دو در عبور کنند.
دو در دارد: حیات و مرگ کاندر اوّل و آخریکی قفل از قضا دارد، یکی بند از قَدَر دارد
هوش مصنوعی: زندگی و مرگ دو دربی هستند که به همدیگر متصلاند. در این درها، یکی قفلی است که به سرنوشت مربوط میشود و دیگری بندی است که به تقدیر وابسته است.
چو هنگام بقا باشد، قضا این قفل بگشایدچو هنگام فنا آید، قدر این بند بردارد
هوش مصنوعی: وقتی که زمان بقا و زندگی فرابرسد، تقدیر این قفل را باز میکند و زمانی که زمان فنا و مرگ فرا برسد، این بند و محدودیت را از بین میبرد.
اجل در بند تو دایم تو در بند اَمَل، آریاجل کار دگر دارد، امل کار دگر دارد
هوش مصنوعی: مرگ همیشه در انتظار توست، ولی تو مشغول آرزوها و امیدهایت هستی. بله، مرگ وظیفهای متفاوت از تو دارد و آرزوها هم کار خودشان را دارند.
هر آن عالِم که در دنیا به این معنی بیندیشدروان را بر خطر بندد، زبان را بیخطر دارد
هوش مصنوعی: هر عالم که به این موضوع فکر کند، روح خود را در معرض خطر قرار میدهد، اما زبان او در امان است.
هر آنکس کو گرفتارست اندر منزلِ دنیانه درمانِ اجل دارد، نه سامان حَذَر دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که در دنیای مادی گرفتار شده باشد، نه راهی برای نجات از مرگ دارد و نه میتواند از خطرات آن محافظت کند.
کمر گیرد اجل، آن را که در شاهیّ و جباری،زحل مهر نگین دارد، قمر طرف کمر دارد
هوش مصنوعی: هرگاه مرگ به سراغ کسی بیاید که دارای قدرت و سلطنت است، مانند کسی که زحل نیکو در انگشتریاش دارد و ماه مانند یک نوار بر دور کمر او میچرخد، باید بدانیم که زمانه برای او رقم خورده است.
اگر طبع تو از فرهنگ دارد فَرّ کیخسرووگر شخص تو اندر جنگ زور زال زر دارد،
هوش مصنوعی: اگر خصلت و طبیعت تو از فرهنگ و آداب خوب بهرهمند باشد، شبیه کیخسروِ بزرگ و پرقدرت هستی؛ اما اگر در میدان جنگ توانایی و قدرتی نداشته باشی، مانند زال (پدر رستم) که به زاد و زر خود معروف است، بیفایده خواهی بود.
اگر تو فیالمثل ماهیّ و از گردون سپر داریبسر عمر ترا لابد زمانه پِیسِپر دارد
هوش مصنوعی: اگر تو در واقع مانند ماهی هستی و از آسمان محافظی داری، پس طبیعی است که عمر تو همیشه در دست زمانه خواهد بود.
ایا سرگشتهٔ دنیا! مشو غِرّه به مهر اوکه بس سرکش که اندر گور خشتی زیر سر دارد
هوش مصنوعی: ای کسی که در دنیای پر از آشفتگی و سردرگمی به سر میبری! فریب محبت او را نخور، چرا که بسیاری از سرکشها و تندخوها حتی در گور هم سنگی زیر سر دارند.
طمع در سیم و زر چندین مکن گر دین و دل خواهیکه دین و دل تبه کرد آن که دل در سیم و زر دارد
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حفظ دین و دل خود هستی، نباید به طمع طلا و نقره بیفتی، زیرا کسی که دلش درگیر ثروت و دارایی است، دین و دل خود را از دست میدهد.
جهان پر آتشِ آز است و بیچاره دلِ آنکسکه او اندر صمیم دل از آن آتش شرر دارد
هوش مصنوعی: دنیا پر از شد و آتش ناشی از تمایلات و آز است و دل کسی که به طور واقعی و صمیمانه درگیر این آتش شده، در عذاب و رنج است.
چه نوشی شربتِ نوشین و آخر ضربتِ هجرانهمه رنجت هبا گردد همه کارَت هدر دارد
هوش مصنوعی: این بیت به بیاحساسی و بیثمری ناشی از جدایی اشاره دارد. در آن گفته شده که اگر چه لحظاتی شیرین و خوشایند وجود دارد، اما در نهایت درد جدایی باعث میشود که همه آن لذتها بیفایده و تمام تلاشها نابود شود.
تو اندر وقتِ بخشیدن جهانی مختصر داریجهان از روی بخشیدن ترا هم مختصر دارد
هوش مصنوعی: تو زمانی که میبخشی، چیزی کم و مختصر به دست میآوری، و جهان نیز از روی بخشش تو، چیزی مختصر و محدود را به تو میدهد.
سنایی را مسلم شد که گوید زهدِ پرمعنینداند قیمت نظمش هر آن کو گوشِ کر دارد
هوش مصنوعی: سنایی به این نتیجه رسیده است که کسی که زهد و پرهیزکاری عمیق را درک نمیکند، ارزش و زیبایی نظم و کلام او را نخواهد دانست؛ چون او مانند فردی است که گوشش را به روی حقیقت بسته است و نمیتواند بشنود.