قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - نه هر که به طور رود موسی عمران شود
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بررسی شرایطی پرداخته است که برای رسیدن به خوشبختی و آرامش در زندگی باید فراهم شود. او بیان میکند که تا زمانی که انسان به درک واقعیات جهان نرسد و بین خیر و شر تفکیک نکنند، نمیتواند حال خوشی داشته باشد. همچنین تأکید میشود که عشق و دلخواهی واقعی نیازمند تلاش و پاکی نیت است و کسی که در جستجوی عشق واقعی باشد، باید از حریص بودن و دنیاطلبی دوری کند.
شاعر به این نکته اشاره دارد که بدون تلاش و شناخت درست، هیچ چیزی به نتیجه نخواهد رسید و انسان باید به سمت اصلاح و بهبود خود حرکت کند. در نهایت، او هشدار میدهد که نباید به جلوههای سطحی دنیوی و هوای نفس توجه کرد، بلکه باید زندگی را با بصیرت و آگاهی دنبال کرد تا به مقام واقعی و رضایت درونی دست یابد.
تا بد و نیک جهان پیش تو یکسان نشودکفر در دیدهٔ انصاف تو پنهان نشود
هوش مصنوعی: تا زمانی که خوب و بد دنیا برای تو یکسان نشود، نخواهی توانست کفر را در نگاه عادلانهات پنهان کنی.
تا چو بستان نشوی پی سپر خلق ز شوقدلت از شوق ملک روضه و بستان نشود
هوش مصنوعی: تا زمانی که به مانند باغی پرشکوه نشوی، دیگران برای تو سپر و محافظ نخواهند بود. شوق و علاقهات به باغ و بستان باید از شوق به دل و زیبایی ملک باشد تا واقعاً به آن زیبایی دست یابی.
تا مهیا نشوی حال تو نیکو نشودتا پریشان نشوی کار به سامان نشود
هوش مصنوعی: تا زمانی که آماده نشوی، وضعیت خوبی نخواهی داشت و تا زمانی که مضطرب نباشی، کارها به خوبی پیش نخواهد رفت.
تا تو در دایرهٔ فقر فرو ناری سرخانهٔ حرص تو و آز تو ویران نشود
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دام فقر نیفتی، خانهٔ طمع و آز و حرص تو ویرانه نخواهد شد.
تا تو خوشدل نشوی در پی دلبر نرسیتا که از جان نبری جفت تو جانان نشود
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو خوشحال و راضی نشوی، نمیتوانی به آن کسی که دوستش داری برسی. تا زمانی که از جان خودت مایه نگذاری، جفت تو نیز به محبوبی که میخواهی تبدیل نخواهد شد.
هر که در مصر شود یوسف چاهی نبودو آنکه بر طور شود موسی عمران نشود
هوش مصنوعی: هر کس به مصر برود، یوسف نخواهد بود و هر کس به کوه طور برود، موسی ابن عمران نخواهد شد. به عبارت دیگر، هر کسی نمیتواند به مقام یا ویژگیهای دیگران دست یابد و برای هر فردی سرنوشت و تجربیات خاص خود وجود دارد.
تو چنان والهٔ نانی ز حریصی که اگرجان شود خالی از جسم تو یک نان نشود
هوش مصنوعی: تو به قدری شیفتهٔ نان هستی که اگر جانت از بدنت خارج شود، حتی یک تکه نان هم نخواهی داشت.
صد نمازت بشود باک نداری به جویچست میباشی تا خدمت سلطان نشود
هوش مصنوعی: شما نگران این نیستید که نمازشما چند بار به تأخیر بیفتد، چون به خاطر پیوستگی و چابکی خود، تا زمانی که برای خدمت به سلطان آماده نشوید، دچار مشکل نخواهید شد.
راه مخلوقان گیری و نیندیشی هیچدیو بر تخت سلیمان چو سلیمان نشود
هوش مصنوعی: به مردم راهنمایی کن و به کارهای آنها فکر کن، چون هیچ موجودی نمیتواند به مقام سلیمان برسد و در باغ شیرینیها و قدرت او بنشیند.
دامن عشق نگهدار که در دیدهٔ عقلسرو آزاد تو جز خار مغیلان نشود
هوش مصنوعی: عشق را خوب حفظ کن، چون از نگاه عقل، زیبایی و آزادی تو فقط به شکل خارهای بیارزش جلوه میکند.
مرد باید که سخندان بود و نکته شناستا چو میگوید از آن گفته پشیمان نشود
هوش مصنوعی: مرد باید توانایی خوب صحبت کردن و درک نکات دقیق را داشته باشد تا وقتی چیزی میگوید، از آن گفتهاش پشیمان نشود.
گر فرشته بزند راه تو شیطان تو اوستدیو دیوان تو با دیو به زندان نشود
هوش مصنوعی: اگر یک فرشته به تو نشان دهد که راهت شیطانی است، بدان که او در واقع همان شیطان است. هیچ دوری وجود ندارد که با دیو گرفتار نشود.
بی خود از هیچ به کفر آیی و این نیست عظیمبا خود از هیچ به دین آیی و درمان نشود
هوش مصنوعی: بیجهت از هیچ به کفر میرسی و این امر چندان مهم نیست، اما وقتی با خود از هیچ به دین میرسی، درمان نمیشوی.
دست بتگر ببر و زینت بتخانه بسوزگر بت نفس و هوای تو مسلمان نشود
هوش مصنوعی: اگر دست مجسمهساز را بگیری و زینتهای معبد بتها را بسوزانی، اما اگر بت نفس و هوس تو به دین و ایمان تبدیل نشود، چه فایدهای دارد؟
کم زن بد دل یک لخت به عذرا نزندعاشق مصلح در مصلحت جان نشود
هوش مصنوعی: نترس از اینکه کسی با بدبینی به تو نگاه کند، زیرا کسی که عاشق واقعی است، در مواقع سختی و مشکلات به خاطر مصلحت جانش از عشق خود چشمپوشی نمیکند.
خانهٔ سودا ویران کن و آسان بنشینحامل عاقل با زیره به کرمان نشود
هوش مصنوعی: خانهٔ پر از آرزوها و افکار پراکنده را خراب کن و بیدغدغه و راحت زندگی کن. آدم خردمند با فکر و تدبیر، به سختی به مقصد نمیرسد.
خواجه گر مردی زین نکته برون آی و مپایصوفی صافی در خدمت دهقان نشود
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مردی واقعی باشی، از این نکته آگاه شو و نگذار که صوفیهای ظاهری در زندگیات کمرنگ شوند، چرا که صوفی ناب نمیتواند در خدمت کشاورز باشد.
گر تو رنگ آوری و طیره شوی غم نخورمسنگ اگر لعل شود جز به بدخشان نشود
هوش مصنوعی: اگر تو نقاشی کنی و رنگها را به کار ببری، من نگران نخواهم شد. سنگ اگرچه زیباست، ولی فقط در بدخشان (استانی در افغانستان) میتواند به لعل تبدیل شود.
در سراپردهٔ فقر آی و ز اوباش مترسسینهٔ جاهل جز غارت شیطان نشود
هوش مصنوعی: به دنیای فقیران وارد شو و از تبهکاران نترس، زیرا دل جاهلان جز به غارت شیطان نمیتپد.
شربت از دست سنایی خور و ایمن میباشزان که گاه طمع او بر در خصمان نشود
هوش مصنوعی: از دست سنایی شربتی بنوش و ایمن باش، زیرا طمع او هرگز به درون دشمنانش نمیرسد.