قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ - در استغنای طبع خویش گوید
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و شور و حال ناشی از آن است. شاعر از ساقی (بادهپیشه) درخواست میکند که زود بادهای بدهد، چرا که عشق او را به جنون کشانده و او را از خود بیخود کرده است. او با اشاره به آتش عشق، بیان میکند که در این آتش رهایی ندارد و از گذراندن لحظات سخت عشق میگوید. همچنین، او عشق را به عنوان فرمانروای زندگیاش میشناسد و خود را بنده عشق مینامد. شاعر تأکید میکند که از نیک و بد دیگران فارغ است و تنها به عشق و احساسات خود توجه دارد. او از خداوند به خاطر نعمتها و احسانهایش شکرگزاری میکند و خود را شاداب و راضی به زندگی میداند. در نهایت، او از دانش و خرد به عنوان منبع خوشبختی و آرامش یاد میکند.
ز باده بده ساقیا زود دادمکه من خرمت خویش بر باد دادم
هوش مصنوعی: ساقی، زود برایم باده بیاور، چون من جوانی و خوشیام را به باد دادهام.
ز بیداد عشقت به فریاد آیمنیاید به جز بادهٔ تلخ یادم
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم عشق تو به زاری میافتم و به جز یاد تلخ آن باده، چیزی به یادم نمیآید.
به آتش کنندم همی بیم آن جامن این جا ز عشق اندر آتش فتادم
هوش مصنوعی: من در آتش سوزانده میشوم، اما نگران آنجا هستم؛
در این سو، به خاطر عشق، در آتش افتادهام.
بدان آتش آنجا مبادا که سوزمدرین آتش اینجا رهایی مبادم
هوش مصنوعی: بدان که در اینجا آتش وجود دارد و مبادا که در آن سو بسوزم، زیرا در اینجا هیچ رهایی ندارم.
من از آتش عشق هم نرم گردماگرچه ز پولاد سختست لادم
هوش مصنوعی: من از شعلههای عشق هم نرم و لطیف میشوم، هرچند که ابزارم از پولاد محکم و سخت است.
مرا توبه و پارسایی نسازدشبانگاه میباید و بامدادم
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر بیان میکند که توبه و پرهیزگاری او در واقع کافی نیست و نیاز دارد که در شب و صبح به یاد خدا باشد و در مسیر درست قدم بردارد. به عبارتی، صرف توبه کردن کافی نیست و او باید در هر لحظه به یاد خدا باشد و تلاش کند.
همی تا میان عاشقی را ببستمبلا را سوی خویشتن ره گشادم
هوش مصنوعی: من تا زمانی که به عشق مشغول بودم، تمام مشکلات را به سمت خودم روانه کردم و راه را برای آنها باز کردم.
دو چشمم بر آبست و پر آتشم دلسر آورده بر خاک و در دست بادم
هوش مصنوعی: دو چشمانم در حال مشاهدهٔ آب هستند، در حالی که دل من به شدت احساساتی پر از آتش است و بر خاک افتاده است؛ به این معنا که در دستانم عواطف و احساسات را میپرورانم.
منم بندهٔ عشق تا زنده باشماگر چه ز مادر من آزاد زادم
هوش مصنوعی: من همه زندگیام را وقف عشق کردهام و تا زمانی که هستم، به آن پایبندم. هرچند از نظر جسمی آزاد به دنیا آمدهام، اما روحاً و از نظر احساسی وابسته به عشق هستم.
بجز عشق تا عمر دارم نورزماگر بیش باشد ز صد سال زادم
هوش مصنوعی: تنها عشق برایم ارزشمند است و در باقی عمرم با هیچچیز دیگری مبارزه نمیکنم. حتی اگر زندگیام بیشتر از صد سال طول بکشد، باز هم از عشق غافل نخواهم شد.
دل از بادهٔ عشق خوبان نتابمچنین باد تا باد رسم و نهادم
هوش مصنوعی: من از عشق خوبان و شادیهایی که همراه با آن است، جدا نخواهم شد و میخواهم به همین حالت ادامه دهم.
ز نیک و بد این و آن فارغم منبرین نعمت ایزد زیادت کنادم
هوش مصنوعی: من از خوبی و بدی دنیا بیخبرم و تنها به این نعمت خداوند پناه میبرم. ایزد، لطف خود را بیش از پیش بر من نازل کن.
نه آویزم از کس نه بگریزم از کسنه گیرنده بازم نه بیمهر خادم
هوش مصنوعی: من نه به کسی وابستهام و نه از کسی فرار میکنم، نه از کسی خواستهای دارم و نه در پی محبت کسی هستم.
مرا عشق فرمانروا اوستادستمن استاده فرمانبر اوستادم
هوش مصنوعی: من عاشق هستم و عشق، سرپرست و آموزگار من است. من دانشآموز و پیرو آن معلم بزرگ هستم.
ببردم به تن رنج در کنج محنتکه گنج خرد بر دل خود نهادم
هوش مصنوعی: به خاطر سختیهایی که کشیدم، به جستجوی طلا و ثروت نرفتم، بلکه به گنجینهای از دانایی و خرد در درون خودم دست یافتم.
هوارانیم همنشین من چو خود منبه شاگردی استاد عقل ایستادم
هوش مصنوعی: با دوستانم همنوا هستم و مانند خودم در کنار استاد عقل به یادگیری ایستادهام.
کم آزار و بیرنج و پاکیزه عرضمکه پاکست الحمدلله نژادم
هوش مصنوعی: من فردی هستم کمزحمت و بیدردسر و پاک، که از تن و طینت خود شکرگزارم.
مرا برتن خویش حکمیست نافذمن استاده فرمانبر آن نفاذم
هوش مصنوعی: من بر تن خود حس میکنم که دستوری نافذ و قاطع وجود دارد و من به این دستور عمل میکنم.
بهر حال و هر کار آید به پیشمخداوند باشد در آن حال یادم
هوش مصنوعی: در هر وضعیت و شرایطی که قرار بگیرم، خداوند در آن لحظه یاد من خواهد بود.
ز کس خیر و خوبی نباشد نخواهمبدانچم بود با همه خلق رادم
هوش مصنوعی: از هیچکس امید خیر و نیکی ندارم، چون با همه مردم با صداقت رفتار میکنم.
خدایست در هر عنایی معینمخدایست در هر بلایی ملاذم
هوش مصنوعی: خدایی که در هر نیازی کمکم میکند، خدایی که در هر دشواری پناهم میدهد.
شب و روز غرقه در احساس اویمکه تاجیست احسان او بر چکادم
هوش مصنوعی: من در هر لحظه از زندگیام غرق در احساس او هستم، که لطف و نیکی او مثل تاجی بر سرم کار گذاشته شده است.
همه شکر او گویم ار زنده باشمخداوند توفیق و نیرو دهادم
هوش مصنوعی: من هرگز از شکرگزاری به خاطر نعمتهای او غافل نمیشوم، حتی اگر زنده باشم. خداوند به من لطف کرده و توفیق و قدرت عطا فرموده است.
قوی چون قبادم بدار از قناعتاگر چند بی گنج و مال قبادم
هوش مصنوعی: من مانند قباد قوی هستم، پس از قناعت دست بردار. هرچند که دارای ثروت و مال نیستم، اما هنوز قدرت و توان دارم.
به دانش من آباد و شادم به دانشسپاس از خداوند کباد و شادم
هوش مصنوعی: با دانشی که دارم، سرشار و خوشحالم و به خاطر آن از خداوند سپاسگزارم و شادابم.