قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و معنویت میپردازد و نشان میدهد که چطور با علم و عشق میخواهد به رازهای هستی پی ببرد. او آرزو دارد در جمع عاشقان باشد و از دیدار معشوق لذت ببرد. شاعر به شرایطی اشاره میکند که در آن با از خودگذشتگی و پاکی، به جستجوی عشق میپردازد و سعی دارد از قید و بندهای دنیا رها شود. او به قدرت عشق به عنوان عامل تحولدهنده اشاره میکند و میخواهد در ارتباط با معشوق، به درک عمیقتری از هستی برسد. در نهایت، او به تلاش برای آزادی از قفس جسم و غم و اندوه میپردازد.
بخ بخ اگر این علم برافرازمدر تفرقه سوی جمع پردازم
هوش مصنوعی: اگر این دانش را در دست بگیرم و آن را در راستای وحدت و همبستگی استفاده کنم، به نتیجه خوبی دست مییابم.
باشد بینم رخان معشوقموز صحبت خود دری کند بازم
هوش مصنوعی: دلتنگی برای چهرههای زیبا و ملاقات دوباره با معشوق خود را تجربه میکنم و امیدوارم که از تنهاییام رهایی یابم.
از راهبران عشق ره پرسمبا پاکبران دو کوْن دربازم
هوش مصنوعی: من در مسیر عشق راهی را انتخاب کردهام و با نیت خالص خود، دو جهان را به هم میآورم.
شطرنج به شاهمات بربندمدر ششدره مهرهای دراندازم
هوش مصنوعی: من در بازی شطرنج، حریف را به مهرهای در ششخانه محدود میکنم و حرکتی تعیینکننده انجام میدهم.
بر فرش فنا به قعده ننشینمدر باغ بقا چو سرو بگرازم
هوش مصنوعی: من در دنیای زوال و فنا نمینشینم و به زندگی ابدی و بقا میاندیشم، مانند سرو که سر به آسمان میسرد.
این عشوهٔ اوست خاک آدم رابا صحبت جان و دل بدل سازم
هوش مصنوعی: این زیبایی اوست که باعث میشود من خاک و مادهٔ وجود انسان را با روح و احساس معنوی تبدیل کنم.
این گنج که توختم من از هستیدر بوتهٔ نیستیش بگدازم
هوش مصنوعی: این گنج که تو به من میدهی، از وجود من در دنیای عدم ذوب میشود.
این بربط غمگداز در وصلتدر بهر نهم و به شرط بنوازم
هوش مصنوعی: این ساز حزنانگیز را در مجلس وصال، برای نیکبختیام مینوازم، به شرطی که عشق را به یاد داشته باشم.
هر بیت که از سماع او گویماول سخنی ز عشق آغازم
هوش مصنوعی: هر شعری که درباره شور و شادی او بگویم، ابتدا سخنی از عشق را آغاز میکنم.
این است جواب آن کجا گفتم«کی باشد کاین قفس بپردازم»
هوش مصنوعی: این پاسخ به سوالی است که در مورد این جمله مطرح کرده بودم: «چه زمانی میتوانم از این قفس آزاد شوم؟»