قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بررسی موضوعاتی چون عشق، غم، و فاصله از سماع و شادی میپردازد. او از اینکه مدام به یاد مسائل دینی و شخصیتهای تاریخی باشد و از زیباییهای زندگی دور بماند، ابراز خستگی میکند. همچنین، به تضاد میان آرزوها و واقعیتها اشاره میکند و از زندگی کردن در زیر سایه فلک، به جای لذت بردن از عشق و زیباییها، انتقاد مینماید. شاعر با استفاده از تصاویری از عشق و طبیعت، به دنبال یافتن معنای عمیقتری از زندگی است و دعوت به اتحاد در عشق میکند. آخرین بند نیز به امید و طلب آشتی با خدا و مقامی بالاتر اشاره دارد.
تا کی دم از علایق و طبع فلک زنیمتا کی مثل ز جوهر دیو و ملک زنیم
هوش مصنوعی: در چه زمانی میخواهیم از علاقهها و طبیعت آسمان صحبت کنیم؟ تا کی مانند دیوان و فرشتگان رفتار کنیم؟
تا کی غم امام و خلیفهٔ جهان خوریمتا کی دم از علی و عتیق و فلک زنیم
هوش مصنوعی: چقدر باید نگران و غمگین وضعیت امام و رهبر جهان باشیم و تا چه وقتی درباره علی و شخصیتهای بزرگ تاریخ سخن بگوییم؟
دوریم از سماع و قرینیم با صداعتا ما همی سقف به نوای سلک زنیم
هوش مصنوعی: ما از شادی و جشن فاصله داریم و با درد سر همسایهایم، تا زمانی که با نوا و ساز به اوج خود برسیم.
هرگز نبوده دفتر و دف در مصاف عشقتیر امید کی چو شهان بر دفک زنیم
هوش مصنوعی: در دنیای عشق، هیچ گاه کتابی یا ساز دفتری وجود ندارد که بتوانیم به کمک آن در میدان عشق، امید خود را کماندارانه به سوی هدف پرتاب کنیم، مانند آنکه پادشاهان بر ساز بزنند.
تا کی ز راه رشک برین و بر آن رویمبهر گل و کلالهٔ خوبان کلک زنیم
هوش مصنوعی: چه مدت میخواهیم از روی حسادت به این و آن، به دنبال گل و زیباییهای دلانگیز برویم و زیباییهای آنها را تحسین کنیم؟
تا کی به زیر دور فلک چون مقامراناز بهر برد خویش دم لی و لک زنیم
هوش مصنوعی: تا چه زمانی باید مانند صفی از مقامران از زیر آسمان، برای منافع خود و در ناز و نعمت زندگی کنیم؟
دست حریف خوبتر آید که در قمارشش پنج نقش ماست همین ما دو یک زنیم
هوش مصنوعی: دست رقیب در بازی قمار برای ما جذابتر به نظر میرسد، چون این بازی در واقع نشاندهنده وضعیت ماست؛ ما دو نفر در این ماجرا یک زنیم.
یک دم شویم همچو دم آدم و چنواندر سرای عشق دمی مشترک زنیم
هوش مصنوعی: بیایید یک لحظه مانند نفس انسان باشیم و در دنیای عشق لحظهای مشترک داشته باشیم.
آن به که همچو شعر سنای گه سنامیخ طناب خیمه برون از فلک زنیم
هوش مصنوعی: بهتر است که مانند شعر سنایی، قدرت و زیبایی خود را نشان دهیم و به طور قوی و مستحکم، اصول و ارزشهایمان را بیان کنیم.
بر یاد روی و موی صنم صد هزار بوسبر دامن یقین و گریبان شک زنیم
هوش مصنوعی: به خاطر یاد زیبایی و موهای معشوق، به طور یقین و با اشتیاق فراوان، بر دامن و یقه او هزاران بوسه میزنیم.
گرچه ستد زمانه چک و چاک را ز ماآتش نخست در شکن چاک و چک زنیم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه روزگار ما را از امتیازها و زیباییها محروم کرده است، اما میتوانیم با شجاعت و قدرت در برابر مشکلات ایستادگی کنیم.
طوفان عام تا چکند چون بسان سامخر پشته در سفینهٔ نوح و ملک زنیم
هوش مصنوعی: طوفان عمومی بهوجود میآید تا چه زمانی ادامه خواهد داشت، مانند سام که بر روی خر پشته در کشتی نوح است و ما؛ ملکی از این موقعیت ایجاد کنیم.
ای ما ز لعل پر نمکت چون نمک در آبهرگز بود که زیور ما بر محک زنیم
هوش مصنوعی: ما همچون نمک در آب هستیم، که همیشه درون آن حل میشویم و هرگز نمیتوانیم زیباییامان را به چالش بکشیم.
زین جوهر و عرض غرض ما همین یکیستگرچه همی ز قهر سما بر سمک زنیم
هوش مصنوعی: هدف ما از این جوهر و ظاهر فقط همین یک چیز است، هر چند که از شدت خشم، بر آسمان تکیه میزنیم.
ما را طعام خوان خدا آرزو شدستیک دم به پای تا دو سخن بر نمک زنیم
هوش مصنوعی: ما آرزو داریم که خداوند ما را به میهمانی خود دعوت کند تا لحظهای در کنار او باشیم و دو کلامی در وصف حقیقت و عشق بگوییم.