قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی جستجوی معانی عمیق زندگی و راههای نادری میپردازد که انسان میتواند برای درک حقیقت و عشق برگزیده و به حقیقت بالاتر برسد. شاعر از زندانهای فریب و بندگی صحبت میکند و از خواننده میخواهد تا از این ظلمتها بیرون بیاید و دنیای روشنتری ببیند.
وی به جهانی اشاره میکند که در آن هر دلی که خوشی و زیبایی را بیابد، پادشاهی میکند. در این دنیا، عشق و دین میتوانند انسان را به عرش برسانند و او را از هر گونه وابستگیهای مادی و نفسانی آزاد کنند.
شاعر بر این باور است که باید از زنجیرهای دنیا رهایی یابیم، زیرا دنیا همیشه فریبنده و موقتی است. او از ما میخواهد که به درون خویش نگاه کنیم و زیباییهای روحانی را کشف کنیم. این مسیر نیازمند اراده و همتی قوی است و نباید به ظواهر دنیوی فریب بخوریم، بلکه باید به عمق معانی و روح حقیقت توجه کنیم.
در نهایت، شاعر پیامدهای مثبت پیروی از عشق و حقیقت را به تصویر میکشد و بر اهمیت دوری از هوای نفس و بدیها تاکید دارد تا در نهایت به آشتی با خود و حقیقت برسیم.
دلا تا کی درین زندان فریب این و آن بینی؟یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
هوش مصنوعی: ای دل، تا کی در این زندان فریب دیگران خواهی بود؟ یکی از این چاه تاریک خارج شو تا جهان را ببینی.
جهانی کاندرو هر دل که یابی پادشا یابیجهانی کاندرو هر جان که بینی شادمان بینی
هوش مصنوعی: در این دنیا، هر دلی که به دست آوری مانند پادشاهی است و هر جانی که شاداب و خوشحال ببینی، به معنای زندگی شاد و خوشبختی است.
درو گر جامهای دوزی ز فضلش آستین یابیدرو گر خانهای سازی ز عدلش آستان بینی
هوش مصنوعی: اگر چیزی از فضائل او بدوزی، میتوانی آستین آن را پیدا کنی و اگر خانهای از عدالت او بسازی، در آن میتوانی آستانه را ببینی.
نه بر اوج هوا او را عقابی دلشکر یابینه اندر قعر بحر او را نهنگی جانستان بینی
هوش مصنوعی: نه او را در بلندیهای آسمان، مانند عقابی شاداب و خوشحال میبینی، و نه در عمق دریا، مانند نهنگی که جان میگیرد.
اگر در باغ عشق آیی، همه فراش دل یابیوگر در راه دین آیی، همه نقاش جان بینی
هوش مصنوعی: اگر به باغ عشق وارد شوی، همه خدمتکاران دل را خواهی دید و اگر در مسیر دین قدم بگذاری، همه نقاشان روح را خواهی شناخت.
گهی انوار عرشی را ازین جانب مدد یابیگهی اشکال حسی را ازین عالم بیان بینی
هوش مصنوعی: گاهی از طرف عرش، روشناییها و فیضهایی میگیری و گاهی形های مادی و محسوس را از این دنیا مشاهده میکنی.
سبک رو چون توانی بود سوی آسمان تا توز ترکیب چهار ارکان همی خود را گران بینی
هوش مصنوعی: هرگاه که بتوانی، سبک و آزاد به سوی آسمان برو، زیرا وقتی خود را در ترکیب چهار عنصر سنگین مییابی.
اگر صد قرن ازین عالم بپویی سوی آن بالاچو دیگر سالکان خود را هم اندر نردبان بینی
اگر به اندازهی صد قرن( منظور از صد قرن کثرت زمان است و اینکه طی کردن این مسیر صبر می طلبد ) در این مسیر راه بپیمایی باز هم چون دیگر رهروان این راه در میانه ی راهی اشاره به این دارد در این مسیر همیشه رو به تعالی می روی و هیچگاه این تعالی روحی به پایان نمی رسد و همواره در آن کشف خواهی کرد و رشد خواهی کرد
گر از میدان شهوانی سوی ایوان عشق آییچو کیوان در زمان خود را به هفتم آسمان بینی
هوش مصنوعی: اگر از دنیای شهوت و هوسها به دنیای عشق پا بگذاری، مانند کیوان میتوانی خود را در اوج آسمانها ببینی و به مقام والایی دست یابی.
درین ره گرمرو میباش لیک از روی نادانینگر نندیشیا هرگز که این ره را کران بینی
هوش مصنوعی: در این مسیر با حرارت و شور قدم بگذار، اما هرگز از روی نادانی تصور نکن که این راه نهایتی دارد.
وگر زی حضرت قدسی خرامان گردی از عزتز دارالملک ربانی جنیبتها روان بینی
هوش مصنوعی: اگر با نفسی پاک و با اعتبار به مقامهای بالا نزد خداوند بروی، از جلال و عظمت او شاهد زیباییها و نعمتهای فراوانی خواهی بود.
ز حرص و شهوت و کینه ببُر تا زانسپس خود رااگر دیوی مَلَک یابی، وگر گرگی شبان بینی
ارتباط خود را با حرص و شهوت و کینه به سرعت قطع کن ؛ تا در نتیجه اگر دیو باشی، پادشاه را بیابی و اگر گرگ باشی چوپان را.
ور امروز اندرین منزل ترا جانی زیان آمدزهی سرمایه و سودا که فردا زان زیان بینی
هوش مصنوعی: اگر امروز در این دنیا آسیبی به جان تو برسد، چه سرمایه و سودی از آن میبری؟ زیرا فردا از این آسیب متوجه خواهی شد.
زبان از حرفپیمایی یکی یکچند کوتهکنچو از ظاهر خمش گردی همه باطن زبان بینی
هوش مصنوعی: زبانت را از سخن زدن کم کن و به کم حرفی عادت کن؛ وقتی که از ظواهر کلام فاصله بگیری، به حقیقت و باطن آن پی خواهی برد.
گر اوباش طبیعت را برون آری ز دل زان پسهمه رمز الاهی را ز خاطر ترجمان بینی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی آشفتگیهای دنیوی را از دل خود دور کنی، بعد از آن میتوانی همهی رازهای الهی را در ذهن خود به روشنی مشاهده کنی.
مرین مهمان علوی را گرامی دار تا روزیچو زین گنبد برون پری مر او را میزبان بینی
هوش مصنوعی: به مهمان اهل بیت احترام بگذار، زیرا روزی او را در حالتی میبینی که از این جهان خارج شده و به مقام بالا رفته است.
به حکمتها قویپر کن مرین طاووس عرشی راکه تا زین دامگاه او را نشاط آشیان بینی
هوش مصنوعی: به وسیلهی اندیشه و علم خود، این طاووس آسمانی را پر از حکمت کن، تا بتوانی شادی و نشاط او را در این جایگاه مشاهده کنی.
نظرگاه الاهی را یکی بستان کن از عشقیکه در وی رنگ و بوی گل ز خون دوستان بینی
هوش مصنوعی: از دیدگاه الهی، از عشقی که در آن عطر و رنگ گل را از خون دوستان حس میکنی، الهام بگیر و آن را در آغوش بگیر.
که دولتیاری آن نبود که بر گل بوستان سازیکه دولتیاری آن باشد که در دل بوستان بینی
هوش مصنوعی: هیچ چیز مهمتر از آن نیست که از زیباییهای درونی و واقعی یک مکان یا فرد آگاه باشی؛ زیبایی که در دل و روح آنجا نهفته است، نه فقط زیبایی ظاهری و سطحی.
چو درج در دین کردی ز فیض فضل حق دل رامترس از دیو اگر به روی ز عصمت پاسبان بینی
هوش مصنوعی: اگر در دین خود به فضل و رحمت خداوند پایبند باشی، دیگر نگران دیو یا شیطان نباش. اگر به خداوند توکل کنی و از پاکی و عصمت محافظت کنی، نیازی به ترسیدن نخواهد بود.
ز حسی دان نه از عقلی اگر در خود بدی یابیز هیزم دان نه از آتش اگر در وی دخان بینی
هوش مصنوعی: اگر در خود چیزی ناپسند و زشت یافتی، بدان که این حس توست و نه عقل تو. همچنین، اگر منبعی از بدی را دیدی، باید بفهمی که این بدی ناشی از خود آن منبع نیست، بلکه به نوعی به وجود آنی که در آن قرار دارد برمیگردد.
بهانه بر قضا چنهی؟ چو مردان عزم خدمت کنچو کردی عزم بنگر تا چه توفیق و توان بینی
هوش مصنوعی: بهانهها را کنار بگذار و مانند مردان با اراده، عزم خدمت را داشته باش. زمانی که تصمیم خود را گرفتی، نگاه کن ببین چه موفقیتها و تواناییهایی نصیبت میشود.
تو یک ساعت چو افریدون به میدان باش تا زان پسبه هر جانب که رو آری درفش کاویان بینی
هوش مصنوعی: در یک زمان مانند افریدون، که قهرمان داستانهای ایرانی است، در میدان جنگ حاضر شو و سپس هر سمتی که بروی، پرچم کاویان یعنی نماد قدرت و پیروزی را خواهی دید.
عنانگیر تو گر روزی جمال درد دین باشدعجب نبود که با ابدال خود را همعنان بینی
هوش مصنوعی: اگر روزی زیباییای را احساس کنی که به خاطر دین و ایمان توست، تعجب نکن که در این مسیر با بندگان خاص خدا همپایه و همرتبه شوی.
خلیل ار نیستی، چه بود؟ تو با عشق آی در آتشکه تا هر شعلهای ز آتش درخت ارغوان بینی
هوش مصنوعی: اگر خلیل نیستی، پس چه اشکالی دارد که با عشق در آتش بیفتی؟ تا جایی که هر شعلهای از آتش را مانند درخت ارغوان ببینی.
عطا از خلق چون جویی گر او را مالده گوییبه سوی عیب چون پویی؟ گر او را غیبدان بینی
هوش مصنوعی: اگر به دیگران خوبی کنی و مال و نعمت به آنها بدهی، رفتارشان مثل جویی خواهد بود که میخواهد به سمت عیبها برود. اما اگر او را با فهم و دانایی ببینی، اینگونه نیست که به سراغ نواقص برود.
ز بخشیدن چه عجز آید نگارندهٔ دو گیتی راکه نقش از گوهران دانی و بخش اختران بینی
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی از کمبود و ناتوانی در بخشیدن اشاره شده است. سخن از کسی است که میداند چقدر باارزش است و اگر بخواهد چیزی را ببخشد، به اهمیت و ارزش آن توجه دارد. همچنین، به زیبایی یاقوتها و ستارهها اشاره شده و تاکید بر این است که بخشش در برابر آنچه از زیبایی و ارزش برخوردار است، چه معنا و اندازهای دارد.
ز یزدان دان نه از ارکان که کوتهدیدگی باشدکه خطی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی
هوش مصنوعی: از خداوند آگاه باش، نه از چیزهای مادی، زیرا محدودنگری است که چیزی را که از خرد سرچشمه میگیرد، فقط از دست انسانها ببینی.
چو جان از دین قوی کردی تن از خدمت مزیّن کنکه اسب تازی آن بهتر که با برگستوان بینی
هوش مصنوعی: وقتی که نیروی معنوی و اعتقادی را در خود تقویت کردی، بدن خود را با تلاش و خدمت تزئین کن؛ زیرا اسب نجیب و رسا بهتر است که بر سر زمینهای وسیع و دلانگیز بدود.
اگر صد بار در روزی شهید راه حق گردیهم از گبران یکی باشی چو خود را در میان بینی
هوش مصنوعی: اگر در تمام روز همبارها بخواهی به خاطر حق جان خود را فدای راه آن کنی، اما اگر خود را فقط در چارچوب منافع و هوسهای شخصیات ببینی، در واقع هیچ تفاوتی با دیگران نخواهی داشت.
امین باش ار همی ترسی ز مار آن جهان کز توبه کار اینجا امین باشی ز مار آنجا امان بینی
هوش مصنوعی: اگر از مار میترسی، باید در این دنیا به درستی و اعتماد عمل کنی. اگر در این دنیا درستکار باشی، آن طرف هم امنیت و آرامش خواهی داشت.
هوا را پای بگشادی خرد را دست بر بستیگر آنرا زیر کام آری مرین را کامران بینی
هوش مصنوعی: هوا را به اختیار خود درآوری و خرد را با دستانت بگیری. اگر آن را زیر زبان بیاوری، کامیابی را به دست خواهی آورد.
تو خود کی مرد آن باشی که دل را بیهوا خواهیتو خود کی درد آن داری که تن را در هوان بینی
هوش مصنوعی: تو خود چه کسی هستی که دل را بدون هیچ تمایلی بخواهی؟ تو خود چه کسی هستی که درد را احساس کنی در حالی که بدن را در بیخبری میبینی؟
که از دونی خیال نان چنان رُستهست در چشمتکه گر آبی خوری در وی نخستین شکل نان بینی
هوش مصنوعی: تصور نان در ذهن تو به قدری قوی است که حتی اگر آب هم بخوری، در آن ابتدا شکل نان را میبینی.
مسی از زر بیالودی و میلافی چه سود اینجاکه آن گه ممتحن گردی که سنگ امتحان بینی
هوش مصنوعی: اگر از طلا بیفتی و در میغنایی، به چه دردی میخورد وقتی که در آن زمان، امتحانکنندهای پیدا میشود که سختیها و مشکلات واقعی را به تو نشان دهد؟
نقاب قوّت حسی چو از پیش تو بردارنداگر گبری سقر یابی وگر مؤمن جنان بینی
هوش مصنوعی: اگر پردههای قوه حس را از جلوی چشمان تو بردارند، اگر تو فردی بیخدا باشی، به جهنم میرسی، و اگر مومن باشی، به بهشت خواهی رفت.
بهشت و دوزخت با تست در باطن نگر تا توسقرها در جگر یابی جنانها در جنان بینی
هوش مصنوعی: بهشت و جهنم در وجود خودت نهفته است. اگر در ظرافتها و عمق وجود خود تامل کنی، میتوانی حال و هوای بهشت را در درونت احساس کنی و یا درد و رنج جهنم را در جانت شناسایی کنی.
امامت گر ز کبر و حرص و بخل و کین برون نایدبه دوزخ دانش از معنی گرش در گلستان بینی
هوش مصنوعی: اگر امامت و رهبری با تکبر، حرص، بخل و کینه همراه باشد، بدانید که این افراد به دوزخ میروند، حتی اگر به ظاهر در بهشت علم و دانش نیز دیده شوند.
وگرچه طیلسان دارد مشو غره که این آنجایکی طوقیست از آتش که آنرا طیلسان بینی
هوش مصنوعی: به رغم اینکه او لباس زیبا و شکیلی بر تن دارد، فریبنده نباش، زیرا آنجا در حقیقت یک طوق از آتش است که به صورت لباس جلوهگری میکند.
به چشم عافیت بنگر درین دنیا که تا آنجانه کس را نام و نان دانی نه کس را خانمان بینی
هوش مصنوعی: به دنیا با دیدی مثبت نگاه کن، زیرا در این دنیا نه کسی را میشناسی که از نام و نان برخوردار باشد و نه کسی را میبینی که دارای خانمان و خانواده باشد.
یکی از چشم دل بنگر بدین زندان خاموشانکه تا این لعل گویا را به تابوت از چه سان بینی
هوش مصنوعی: به چشمان دل نگاه کن و این زندان سکوت را ببین که چگونه این گوهر گرانبها را در تابوتی محصور کردهاند.
نه این ایوان علوی را به چادر زیب و فر یابینه این میدان سفلی را مجال انس و جان بینی
هوش مصنوعی: نه این ایوان زیبا و باشکوه به زیبایی و زرق و برق میرسد، و نه این میدان پست و پایین، محلی برای راحتی و آسایش روح و جان است.
سر زلف عروسان را چو برگ نسترن یابیرخ گلرنگ شاهان را به رنگ زعفران بینی
هوش مصنوعی: موهای عروسان مانند برگ گل نسترن زیبا و لطیف است و چهره پادشاهان را میتوان با رنگ زعفران مقایسه کرد که جلوهای خاص و جذاب دارد.
بدین زور و زر دنیا چو بیعقلان مشو غرهکه این آن نوبهاری نیست کش بیمهرگان بینی
هوش مصنوعی: به این قدرت و ثروت دنیا فریب نخور، زیرا این دنیا برای افراد بیعقل است و این حالت خوشی و زیبایی دائمی نیست؛ وقتی چهره بیمهری را میبینی، متوجه میشوی که همیشه همینطور نخواهد بود.
که گر عرشی به فرش آیی و گر ماهی به چاه افتیوگر بحری تهی گردی وگر باغی خزان بینی
هوش مصنوعی: اگر کسی که در جایگاه بلند و قدرتمندی قرار دارد به زمین بیافتد، یا اگر ماهی به عمق چاه بیفتد، یا اگر دریا خالی و بیمحتوا شود، یا اگر باغی در فصل پاییز به خشکسالی دچار شود، همگی دلالت بر فراز و نشیبهای زندگی دارد.
یکی اعضات را حمّال موران زمین یابییکی اجزات را اثقال دوران زمان بینی
هوش مصنوعی: یکی از اجزای وجودت را به دوش مورچههای زمین میسپاری و اجزای دیگر را تحت تاثیر حرکات و تغییرات زمان مینگری.
چه باید نازش و نالش بر اقبالی و ادباریکه تا بر هم زنی دیده نه این بینی نه آن بینی
نازیدن بر اقبال و نالیدن بر ادبار، لف و نشر
سر الب ارسلان دیدی ز رفعت رفته بر گردونبه مرو آ تا کنون در گِل تن البارسلان بینی
هوش مصنوعی: تاج و تخت الب ارسلان را دیدی که چقدر بلند و شکوهمند است؟ او تا به حال در آرامش و درخشش خود، حتی بعد از رفتن از دنیا، در دل مردم قرار دارد.
چه باید تنگدل بودن که این یک مشت رعنا راهمی باد خداوندی کنون در بادبان بینی
هوش مصنوعی: چقدر جای افسوس دارد که ما دلتنگ هستیم، در حالی که خداوند این چند گل زیبا را به ما هدیه داده و اکنون در بادبانهای زندگیمان میچرخند.
که تا یک چند از اینها گر نشانی باز جویی توز چندان باد لختی خاک و مشتی استخوان بینی
هوش مصنوعی: اگر برای مدتی از این چیزها نشانهای جستجو کنی، به قدری از وزش باد و خاک برمیخیزی که تنها تعدادی استخوان میبینی.
پس آن بهتر که از مردم سخن ماند نکو زیراکه نام دوستان آن به نیک از دوستان بینی
هوش مصنوعی: بهتر است که دربارهٔ دیگران تنها سخن خوب گفت، زیرا که با این کار، نام دوستان را به خوبی به یاد میآوری و به آنها احترام میگذاری.
بسان علت اولی سخن ران ای سنایی زانکه تا چون زادهٔ ثانی بقای جاودان بینی
هوش مصنوعی: ای سنایی، مانند علت اصلی سخن بگو، زیرا که زمانی میتوانی بقای ابدی را ببینی که مانند موجودی وابسته و دومی به وجود آمده باشی.
وگر عیبت کند جاهل به حکمت گفتن آن مشنوکه کار پیر آن بهتر که با مرد جوان بینی
هوش مصنوعی: اگر شخص نادانی به عیبجویی بپردازد، به سخنان او گوش نده. زیرا کار حکیمانه و عاقلانه این است که با جوانان با تجربهتر و خوشفکرتر مواجه شوی.
حکیمی گر ز کژ گویی بلا بیند عجب نبودکه دایم تیر گردون را وبال اندر کمان بینی
هوش مصنوعی: اگر شخصی در اثر گفتار نادرست دچار مشکل و بلا شود، عجیب نیست که همیشه تیر بلا بر او آماده شلیک باشد.
برای عقل معنی را تویی راوی روایت کنکه معنی دان همان باشد کش اندر دل همان بینی
هوش مصنوعی: برای عقل، تو همان کسی هستی که داستان را روایت میکنی. به خاطر داشته باش که کسی که حقیقت را میفهمد، همانگونه که در دلش میبیند، میتواند حقیقت را درک کند.