شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها به تاسف از گذرانی نابرابر و بیهوده از زندگی میپردازد. او احساس میکند که بخش زیادی از عمرش به بطالت سپری شده و هیچ شادیای از زمانه نصیبش نشده است. او به سرنوشت و تقدیر الهی اشاره میکند و بر این باور است که این وضعیت برای هیچکس نباید پیش بیاید. همچنین، از کینهی روزگار نسبت به دانشمند و اوضاع نابرابر ارتباط میان دانش و سرنوشت صحبت میکند و میگوید ممکن است که در علم از دیگران کمتر باشد.
یک نیمه عمر خویش به بیهودگی به باددادیم و هیچ گه نشدیم از زمانه شاد
هوش مصنوعی: نیمهای از عمر خود را به بطالت و کارهای بیفایده گذراندیم و هیچ وقت از زندگی احساس شادی و خوشحالی نکردیم.
از گشت آسمان و ز تقدیر ایزدیبر کس چنین نباشد و بر کس چنین مباد
هوش مصنوعی: بر اساس گردش آسمان و سرنوشت الهی، هیچکس از این وضعیت ایمن نیست و هیچکس نمیتواند از آنچه مقدر شده، فرار کند.
یا روزگار کینه کش از مرد دانشستیا قسم من ز دانش من کمتر اوفتاد
هوش مصنوعی: ای کاش روزگار به خاطر کینه خود از مردان دانشمند، آنان را بیشتر از آنچه که شایسته است تنبیه نکند، یا سوگند به آنچه که از دانش دارم، که من از او کمتر افتادهام.