شمارهٔ ۶۱
هوش مصنوعی: در این متن به بیان مفهومی فلسفی اشاره شده است. سنایی با وجود اینکه یک بخش از خود را نداشت، وقتی دو بخشی که داشت به هم پیوست، وضعیتش به شدت بد شد. او به روشنی میبیند که با قبول دو یا سه افراد نادان، حالا به گونهای عاقلانه عمل میکند. در نهایت، به این نتیجه میرسد که او از جمعیت افراد تنهاست و مثل مگسی که بر روی چیزی مینشیند، تنها بر مشکلاتش تمرکز کرده و از آن وضعیت به شدت رنج میبرد.
با سنایی سره بود او چو یکی دانگ نداشتچون دو دانگش به هم افتاد به غایت بد شد
هوش مصنوعی: او در فضیلت و درک با سنایی برابری میکرد، اما چون یکسوم از ارزش او نبود، زمانی که دوسوم آن با هم برخورد کرد، نتیجهاش بسیار ناخوشایند شد.
به قبول دو سه نسناس به نزدیک خرانگرچه دی بیخردی بود کنون بخرد شد
هوش مصنوعی: گفتن این است که اگرچه در گذشته ممکن است برخی افراد بیخود یا نادان به دام افتاده بودند، اما حالا به درک و عقل بیشتری رسیدهاند و میتوانند اوضاع را بهتر درک کنند، حتی اگر با شرایط خاصی مواجه شوند.
راست چون تا که جز آحاد شماریش نبودچون مگس بر سر او رید نهش نهصد شد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی یک چیز مشخص و واضح باشد، آن را نمیتوان بیدلیل مورد انتقاد یا حمله قرار داد. به عبارتی، اگر چیزی از ارزش و کیفیت بالایی برخوردار باشد، هیچگونه بیاحترامی نمیتواند بر روی آن تأثیری بگذارد. مانند تقابل مگس با چیز با ارزشی که نمیتواند آن را لکهدار کند.