شمارهٔ ۱۹۷ - در رثاء
هوش مصنوعی: غزل درباره مرگ و یادآوری خاطراتی از زندگی و عشق است. شاعر از معشوقش درخواست میکند که تابوتش را باز کند تا نشانهای از او بیابد. او به سرنوشت خود و زیباییهای گذران عمر فکر میکند و از تجاربش در زندگی میگوید. شاعر بر این باور است که مرگ نمیتواند او را از معشوقش جدا کند و به اهمیت خدمت به خداوند اشاره دارد. در نهایت، او بیان میکند که با عشق و وفاداری، هرگز در این دنیا ضرر نکرده است و به اهمیت زندگی در خدمت حق تأکید میکند.
تابوت مرا باز کن ای خواجه زمانیوز صورت ما بین ز رخ دوست نشانی
هوش مصنوعی: خواستهام که تابوت مرا باز کنی و مایل شوم تا زمانی را در کنار خود بگذرانم و از دلایل ارتباطم با دوست، نشانهای را به من نشان دهی.
تا دیدهٔ چون نرگس ما بینی در خاکاز خون دل ما شده چون لاله ستانی
هوش مصنوعی: هرگاه که چشمان زیبا و دلفریب ما را در خاک ببینی، بدان که این چشمها به خاطر درد عشق و اندوه دل ما به رنگ لاله درآمده است.
تا دو لب پر گوهر ما بینی در خاکدر گور چو پر خاک یکی غالیه دانی
هوش مصنوعی: وقتی که لبهای پر از گوهر و زیبای ما را در خاک و درون گور ببینی، باید بدانی که این لبها مثل یک عطر و گلابی در دل خاک پنهان شدهاند.
تا قامت چون تیر مرا بینی در گلچفته شده و خشک چو بیتوز کمانی
هوش مصنوعی: وقتی تو را ببینم که قامت زیبایت به قدری بلند است که مثل تیر راست شدهای، در حالی که من در چالاکی و شادابیام، تو در دل طبیعتی خشک و بیروح قرار گرفتهای.
ما کشتهٔ چشم بد چرخیم وگرنهاینجا چه کند خفته تر و تازه جوانی
هوش مصنوعی: ما به خاطر نگاه نامطلوب و حسادت زمانه دچار مشکل شدهایم، وگرنه در اینجا، جوانی در خواب و آرامش چه کار میکند؟
نادیده چو شاهان جوان بخت به ناگاهبرساخته از تختهٔ تابوت نشانی
هوش مصنوعی: ناگهان، مانند جوانان خوشبخت که به طور تصادفی از تابوت ظاهر میشوند، نشانهای پدیدار میشود.
یک نو خط نوشاد میفتاد به صد قرنزین چنبر گردنده به صد قرن قرانی
هوش مصنوعی: یک نوشته تازه و زیبا به قدری زمان میبرد تا به وجود بیاید که میتواند در طول صد قرن تغییرات و چرخشهای زندگی را در بر بگیرد و به یادگار بماند.
آن جامه که میل تن ما بود بد و بیشاز مردن او گور بپوشید چنانی
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این نکته میپردازد که آن پیراهن یا لباس که به تن ما تعلق دارد، به طوری که حتی بعد از مرگ ما نیز بر روی قبرمان باقی خواهد ماند، نشان میدهد که تعلقات مادی و وابستگیهای دنیوی همچنان در یاد و خاطرهها باقی میمانند. آن چه به ما مربوط میشود، حتی پس از وداع با زندگی، نه تنها فراموش نمیشود بلکه نشانهای از وجود ما در این دنیا باقی میماند.
ای دوست چو سودی نکند گوهر ما راآن به که نکوشی بخروشی به فغانی
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر gem ما برایت سودی ندارد، بهتر است که تلاش نکنی آن را به گریه و زاری بفروشی.
نان پیش فرست از پی آن کامدگان راآبیست درین در ز پی دادن نانی
هوش مصنوعی: برای کسانی که در انتظار نان هستند، نان بفرست. در این دروازه، آبی وجود دارد که به خاطر دادن نان است.
خر پشتهٔ ما بیش میارای که ما راهر روز میآراسته بخشند جنانی
هوش مصنوعی: خر پشتهٔ ما را زیبا کن، زیرا هر روز به ما جمال و زیبایی عطا میکنند.
اینجا همه لطفست کسی را که نبودستهرگز به خدا و به رسولانش گمانی
هوش مصنوعی: در اینجا همه چیز به خوبی و مهربانی است، اما کسی که هیچگاه به خدا و پیامبرانش شک کرده باشد، جایگاهی در این محبت ندارد.
زانگونه که گر هیچ بپرسی ز تو هر خاکزین شکر عجب نیست که بیکام و زبانی
هوش مصنوعی: به این معناست که اگر از تو چیزی بپرسم، شگفتیای ندارد که خاک و زمین بیصدایی و بدون خواستهای پاسخهایش را بدهند.
از بس کرم و لطف خداوند برآیدآوازهٔ المنةالله به جهانی
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و رحمت زیاد خداوند، نام و آوازهٔ نعمتهای او در سراسر جهان منتشر شده است.
بیخدمت او کس به همه جای ممانادچون خامه و چون نیزه یکی بسته میانی
هوش مصنوعی: در خدمت او هیچکس در هیچجا باقی نمیماند، مانند قلم و نیزه که همه چیز را در میانه خود جمع میکنند.
دیدیم که اندر ره او شرک نگنجدخود را ز همه باز خریدیم به جانی
هوش مصنوعی: در مسیر او، شرک و نفاق جایی ندارد، بنابراین از همه چیز خود را کنار گذاشتیم و به جان خود بازگشتیم.
ای پیر همان کن تو که ما روز جوانیحقا که در این بیع نکردیم زیانی
هوش مصنوعی: ای پیر، همانطور عمل کن که ما در دوران جوانیمان کردیم. حقیقت این است که در این معامله، ما هیچ ضرری نکردیم.
با خدمت حق باش که گر باشی ور نهاز مرگ بیابی به همه عمر امانی
هوش مصنوعی: با خداوندی را خدمت کن، در غیر این صورت، حتی از مرگ هم در طول عمر خود نخواهی توانست آسوده باشی.
کز بهر تو یک روز همین بانگ برآیددر گوش عزیزانت که بیچاره فلانی
هوش مصنوعی: برای تو یک روز صدای ناله و زاری برخواهد خاست، در گوش عزیزانت خواهید شنید که میگویند او بیچاره و مسکین است.