تناجی
سنایی غزنوی

بخش ۹ - و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین

بلبل گلستان «‌ما اوحی‌»شمسهٔ چرخ «‌الذی اسری»
دل او خازن خزانهٔ عشق سر او مرغ آشیانهٔ عشق
صیت شرعش همه جهان بگرفتهم زمین و هم آسمان بگرفت
انبیاء و رسل طفیل وی اند اوست سرخیل و جمله خیل وی اند
ملکش خاک روب میدان است عیسی اش پاسبان ایوان است
محترم بوده در جهان قدم نور او پیش از آدم و عالم