بخش ۴۸ - حکایت روحاللّٰه علیهالسّلام و ترک دنیا و مکالمهٔ او با ابلیس
هوش مصنوعی: این متن شعری است که داستان روحالله را در دل صحرا روایت میکند. روحالله در شب به خواب میرود و هنگام خواب، ابلیس را میبیند. او از ابلیس میپرسد که چرا در جایی که متعلق به عیسی (ع) است آمده است. ابلیس به روحالله میگوید که او هیچ زحمتی برایش نیاورده و ملک دنیا به او تعلق دارد. روحالله جواب میدهد که دنیای فانی و زودگذر است و نباید به آن چنگ زد. او ابلیس را به طعنه میزند که دنیاپرستان همچون گاوهای بیفکر هستند که تنها در پی خوراک خودند و زندگیشان توأم با خفت و ذلت است. او به خواننده توصیه میکند که از دنیا دوری گزیده و به ارزشهای معنوی توجه کند، زیرا دنیا دشمن اصلی انسان است و عقل باید از دام آن رهیده شود. در آخر، او به غفلت مردم و شیاطین اشاره میکند و از حال و هوای فساد دنیا نگران است.
در اثر خواندهام که روحاللّٰهشد به صحرا برون شبی ناگاه
هوش مصنوعی: شنیدهام که روحالله شبانه ناگهان به بیابان رفت.
ساعتی چون برفت خواب گرفتبه سوی خوابگه شتاب گرفت
هوش مصنوعی: در یک لحظه که خواب از او رفت، به سمت مکان خواب خود شتابان رفت.
سنگی افگنده دید بالش ساختخواب را جفت گشت و بیش نتاخت
هوش مصنوعی: یک سنگی را دید که بر سرش افکنده شده، و به همین دلیل خوابش را که با کسی همخواب بود، در هم شکست و به شدت بیشتر ادامه پیدا کرد.
ساعتی خفت و زود شد بیداردید ابلیس را در آن هنجار
هوش مصنوعی: مدتی خوابیده بود و ناگهان بیدار شد و در آن حال، ابلیس را دید.
گفت ای رانده ای سگ ملعونبه چه کار آمدی برم به فسون
هوش مصنوعی: کسی که طرد شده و در موقعیتی ناگوار قرار دارد، از او میپرسند به چه دلیل و با چه زبانی آمدهای.
جایگاهی که عصمت عیسی استمر ترا کی در آن مکان مأوی است
هوش مصنوعی: مکانی که عیسی (ع) در آن پاک و معصوم است، آیا تو نیز در آنجا جایی داشتهای؟
گفت بر من تو زحمت آوردیدر سرایم تصرّفی کردی
هوش مصنوعی: تو با زحمت و کار خود، در زندگیام تأثیر گذاشتی و به نوعی در دنیا و زندگی من دخل و تصرف کردی.
با من آخر تکلّف از چه کنیدر سرایم تصرّف از چه کنی
هوش مصنوعی: با من چه نیازی به تظاهر داری؟ چرا در زندگیام دخالت میکنی؟
ملک دنیا همه سرای منستجای تو نیست ملک و جای منست
هوش مصنوعی: دنیا برای من مانند خانهای است و در آن جایی برای تو وجود ندارد. تنها ملک و سرای من است.
ملک من به غصب چون گیریتو به عصمت مرا زبونگیری
هوش مصنوعی: اگر تو با دیانت و پاکدامنی سلطنت مرا تصاحب کنی، من به زیر سلطهات خواهم رفت.
گفت بر تو چه زحمت آوردمقصد ملکت بگو که کی کردم
هوش مصنوعی: گفتی که چه زحمت برای تو ایجاد کردم، بگو که چه زمانی به فکر تصاحب ملک بودم.
گفت کین سنگ را که بالش تستنه ز دنیاست چون گرفتی سست
هوش مصنوعی: این سنگ، بالشی برای توست، اما آنچه که به نظر میرسد، تنها یک چیز دنیایی است و وقتی که آن را در دست گرفتی، متوجه ضعف و بیثباتیاش میشوی.
عیسی آن سنگ را سبک انداختشخص ابلیس زان سبب بگداخت
هوش مصنوعی: عیسی بر آن سنگ فشاری نیاورد و ابلیس به همین دلیل از ناراحتی و عذاب رنج برد.
گفت خود رستی و مرا راندیهر دوان را ز بند برهاندی
هوش مصنوعی: تو گفتی که خود را از بند رها کردی و مرا از خود راندی، در حالی که هر دو را از زنجیرهای درونی آزاد کردی.
با تو زین پس مرا نباشد کارملکت من تو رَو به من بگذار
هوش مصنوعی: از این پس با تو هیچ کاری برای من نیست، تو برو و مسئولیت من را بر عهده بگیر.
تا چنین طالبی تو دنیی راکی توانی بدید عقبی را
هوش مصنوعی: تا وقتی که تو اینقدر به دنیا وابستهای، چطور میتوانی به فکر آخرت باشی؟
رَو ز دنیا طمع ببر یکسرگهر و زرّ او تو خاک شمر
هوش مصنوعی: از دنیا هیچ طمعی نداشته باش، زیرا تمام زیباییها و ثروتهای آن را همچون خاک بیارزش بدان.
خاک بر سر هر آنکه دنیا خواستمرد دنیاپرست باد هواست
هوش مصنوعی: هر کس که به دنبال دنیا و مال و ثروت باشد، در واقع سرش بیارزش است و زندگیاش مثل باد بیهویت و ناپایدار است.
هست بسیار خوار همچون گاومعده چون آسیا گلو چون ناو
هوش مصنوعی: شخصی که بیارزش و بیاحساس باشد، مانند گاوی است که فقط برای خوراکش میجود و مانند آسیاب درونش تنها کارش بلعیدن است، گویی فقط وسیلهای بیجیره و مواجب است.
گردد از رای ناصواب و سخیفخیره بسیار خوار گرد کنیف
هوش مصنوعی: با نظر نادرست و سخنان بیپایه، انسان به شدت خوار و حقیر میشود.
نه فلک را فروختی به دو نانلقمه ده سیر کم مزن بر خوان
هوش مصنوعی: نه برای زندگیات آرزوهای بزرگی را رها کردی که به خاطر نان و زندگی معمولی، به خودت کمارزشی نده. تجملات و راحتیها را برای لقمهای کوچک و کمارزش فدای نکن.
تا ترا روزگار چون گویدلقمه در معدهات برآشوبد
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا به تو چیزی بگوید، حواست را جمع کن که ممکن است برایت دردسرساز شود.
روزگار تو از پی پنداشتشادی شام برد و اندُه چاشت
هوش مصنوعی: زندگی تو بر اساس اندیشههای خودت شکل میگیرد؛ پس شادابی و خوشحالی در آینده به دست خودت است، در حالی که غم و اندوه را هم خودت به سرنوشت خود میآوری.
زان همی رایگان بمیری توکز پی لقمه در زحیری تو
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که تو به خاطر یک لقمه نان در فشار و سختی زندگی میمردی، در حالی که آنچه از خودت میگذاری، رایگان و بدون هیچ ارزش واقعی است. یعنی زندگی را به خاطر چیزهای کوچک و بیاهمیت هدر میدهی.
هرکه چون عیسی از شره بجهداز غم باد و بود خود برهد
هوش مصنوعی: هرکس مانند عیسی از گناهان و مشکلات فرار کند و از غمها و رنجهای زندگی آزاد شود، به زندگی بهتر و خوشتر دست خواهد یافت.
همنشین زمرهٔ ملک بیندبام خود پنجمین فلک بیند
هوش مصنوعی: کسی که با فرشتگان و نیکان نشست و برخاست دارد، به جایگاه والای خود در آسمان پنجم پی میبرد.
اندرین حال پند من بپذیرتاج و تخت عدو ز ره برگیر
هوش مصنوعی: در این وضعیت، نصیحت من را بپذیر: با برطرف کردن موانع، از دست دشمنان خود عبور کن و به سمت هدف های بالاتر برو.
عدوی تست دنیی ملعونعقل خود را ز دام کن بیرون
هوش مصنوعی: دشمن تو در این دنیا، عقل توست؛ عقل خود را از چنگال آن آزاد کن.
با که گویم که غافلند از کاراین شیاطین به فعل و مردم سار
هوش مصنوعی: به چه کسی بگویم که مردم از فعالیتهای این شیاطین بیخبرند و در حال زندگی خود غرقاند؟
چند گویم که نیست یاری نیکدر تو مسموع نیست قول ولیک
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که بگویم کسی در تو وجود ندارد که یاری کند، سخن من به گوش تو نمیرسد.