غزل شمارهٔ ۱۴۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر به زیبایی و رازآلودگی عشق اشاره میکند و میگوید که هرچند عشق برای برخی افراد دیوانهکننده نیست، اما وقتی در پرده باشد، تاثیرش کمتر خواهد بود. او به ناتوانی در پیدا کردن آرامش در زندگی میپردازد و میگوید که انفصال و فقر به او زیبایی نمیدهند. شاعر همچنین تاکید میکند که نمیتوان با اشک و درد، امید را در زندگی زنده کرد و در نهایت به احساس مشترک انسانها در برابر سختیها اشاره میکند و بیان میکند که در میان شکایتها، آدمها احساس تنهایی نمیکنند.
حسن اگر در پرده باشد عشق ازو دیوانه نیستبر چراغ روز بال افشانی پروانه نیست
هوش مصنوعی: اگر زیبایی در مخفیکاری باشد، عشق به او دیوانه نمیشود و پروانه در نور روز نمیرقصد.
تا طبیب خستگان عشق چشم مست اوستناله بیمار غیر از نعره مستانه نیست
هوش مصنوعی: چشم جذاب و دلربای معشوق، همانند یک پزشک برای عاشقان خسته، مایه آرامش و درمان است. بنابراین، جز ناله و شیون عاشقان، صدای دیگری شنیده نمیشود.
نیست سامانی بغیر از رخنه در ویرانه امگر بسامان دام ماهی آب دارد دانه نیست
هوش مصنوعی: در ویرانهای که به هم ریخته است، هیچ سامان و ترتیبی وجود ندارد. اگر ماهی بخواهد خود را منظم کند، باید دانهای که در آب است را پیدا کند.
با دل روشن کدورت همره دیرینه استگر مرادت شمع بیدو دست در این خانه نیست
هوش مصنوعی: اگر دل تو روشن باشد، کدورت و ناراحتیهای قدیمی همیشه همراه تو خواهند بود. حتی اگر خواستهات مانند شمعی درخشان باشد، در این خانه کسی نیست که به تو کمک کند.
سیل گه جاروب منزل گاه فرش خانه استفقر را زین به متاعی زینت کاشانه نیست
هوش مصنوعی: سیل خانه را میکوبد و فرشها را بر میدارد، اما فقر نمیتواند زیبایی خانه را با هیچ چیز دیگری جبران کند.
صید معنی را زبس می بندم و وا می کنمهر که می بیند مرا گوید بجز دیوانه نیست
هوش مصنوعی: من آنقدر در جستجوی معنا هستم که به شدت درگیر آن میشوم و برای دیگران نامعقول به نظر میآیم؛ هر کسی که مرا میبیند، میگوید جز دیوانهای در کار نیست.
مزرع امید را از گریه نتوان سبز کردآب شور چشمه ما سازگار دانه نیست
هوش مصنوعی: آرزوها و امیدها را نمیتوان با اشک و گریه پرورش داد، زیرا منابع درد و غم برای رشد و شکوفایی مناسب نیستند.
زخمها برداشت تا زلف ترا تسخیر کرددست سعی هیچکس بالای دست شانه نیست
هوش مصنوعی: زخمها را برداشت تا موهای تو را به تسخیر درآورد؛ تلاش هیچکس به اندازهی دست خودت بر شانهات نمیرسد.
هر کس از بیداد گردون شکوه ای دارد کلیمگر تو هم داری بگو، اینجا کسی بیگانه نیست
هوش مصنوعی: هر کسی از ظلم و ستم زمانه شکایت دارد. کلیم، اگر تو نیز مشکل و نارضایتیای داری، بگو. در اینجا کسی غریبه نیست و همه با هم احساس همدردی داریم.