غزل شمارهٔ ۱۸۴
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف کمبودهای زندگی و ناهمخوانیهای آن میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که در طول عمر، عواطف و لذتهای واقعی را ندیده و جهان از نظر او ، جای درمان و شفاست اما بیماران آن را به درستی درک نکردهاند. او به ناکامیهای انسان در دستیابی به آرزوها اشاره میکند و میگوید هر کس که به رفعت و موفقیت میرسد، از فیض و نعمت دور میشود. همچنین، شاعر به مسائل اخلاقی و وفای به قول پرداخته و نکاتی درباره بیتوجهی به انسانها و احساسات آنها بیان میکند. در نهایت، او به یأس و ناامیدی اشاره میکند و از عدم ارتباطات و آگاهی در این دنیای پر از مشکلات صحبت میکند.
عمرها رفت که قانون طرب تار ندیددل بجز دیده تر ساغر سرشار ندید
هوش مصنوعی: سالهای زیادی گذشت که قانون شادی و نشاط را دل تجربه نکرد، به جز اشک و آبی که بر روی دیدهاش میریزد، و هیچگاه ساغری پر از شادی ندید.
این جهان دار شفائیست که یک بیمارشخدمتی غیر تغافل ز پرستار ندید
هوش مصنوعی: این جهان مانند یک داروخانه است که در آن بیمارها فقط از پرستارانی که به آنها توجه نمیکنند، هیچ کمکی دریافت نمیکنند.
هر که رفعت طلبد بهره نیابد از فیضخار را سبز کسی بر سر دیوار ندید
هوش مصنوعی: هر کس که به دنبال مقام و بلندپروازی باشد، از نعمتهای واقعی بیبهره میماند. مانند اینکه هیچکس، از دیدن گلهای سبز که در بالای دیوار روییدهاند، بهرهای نخواهد برد.
مرد آزاده گرش کار بسوگند افتادقسم او بسری بود که دستار ندید
هوش مصنوعی: مرد آزاده اگر در شرایط سختی قرار گیرد، قسم او به چیزی بیشتر از کلام است و به نوعی نشانهای بر اعتبار او خواهد بود؛ مثل کسی که در مهمانی، عِرق و شراب را نمیبیند.
دست رد گر بشناسی سپر حادثه استاز بلا رست سپندی که خریدار ندید
هوش مصنوعی: اگر به درستی افراد را بشناسی، میتوانی از خطرات و مشکلات در امان بمانی، مانند سپر که انسان را از آسیبها محافظت میکند. اما گاهی اوقات چیزهای با ارزش و نیکو را نمیتوان به راحتی دید و خرید، چون ممکن است در دسترس نباشند.
شیشه با آنکه سر حرف مکرر وا کرددوش در بزم ترا در سر گفتار ندید
هوش مصنوعی: شیشه، علیرغم اینکه چندین بار تلاش کرد تا با تو صحبت کند، اما در مهمانی دیروز نتوانست در صحبتهای تو جایی داشته باشد و نتوانست تو را ببیند.
دفترم گر شکرستان سخن گشت چه سودکه بغیر از مگس نقطه هوادار ندید
هوش مصنوعی: اگرچه دفترم پر از سخنان شیرین است، اما چه فایده که فقط مگسها از آن استقبال میکنند و کسی دیگر به آن توجه ندارد.
خضر توفیق که از تربیتم دست کشیدآن طبیبی است که پرهیز ز بیمار ندید
هوش مصنوعی: خضر راهنمای موفقیت که از آموزش من فاصله گرفت، همان دکتری است که از درمان بیمار پرهیز کرده است.
دهر خود مجلس می نیست کلیم، از چه سببکس در او آگهی از کار خبردار ندید
هوش مصنوعی: در دنیا، هیچ مجلسی وجود ندارد که تمامی مسایل و اخبار را به طور کامل در خود جای دهد. به همین دلیل، کسی از اوضاع و احوال دیگران خبر ندارد و در این بیخبری به سر میبرد.