غزل شمارهٔ ۱۹۰
هوش مصنوعی: شاعر در این verses میگوید که کمبودهای هنرمند نشانه نقص هنر نیست. اگر هنری ناکام بماند، ناشی از کمبود خود هنرمند نیست. باید آزاد و رها از تعلقات مانند نخل در فصل خزان بود. عشق و ارتباطات انسانی بدون نسبت و ارتباط معنا ندارد. گاهی برخلاف تلاشها، دستیابی به خوشبختی و آرامش ممکن نیست. هر انسان باید خود را همانطور که هست بیارزد و به انتقاد دیگران توجه نکند. او به زیباییهای زندگی اشاره میکند و میگوید که نمیتوان در زندگی سایهای بهتر از ثمر پیدا کرد. همچنین، در مواجهه با مشکلات و مصائب، نباید امید خود را از دست داد و باید همسفرانی داشت که در مسیر زندگی دلگرمی ایجاد کنند.
کم بختی هنرمند نقص هنر نباشدگر رشته نارسا شد عیب گهر نباشد
هوش مصنوعی: ناتوانی و بدشانسی یک هنرمند به خاطر نقص کار او نیست؛ حتی اگر هنر او به خوبی انجام نشود، این دلیلی بر بیارزشی و عیب وجودش نیست.
آزاد از تعلق چون نخل در خزان باشزر را بخاک افشان سائل اگر نباشد
هوش مصنوعی: خود را از وابستگیها رها کن، مانند نخی که در فصل خزان ایستاده است. اگر سائلی در میان نیست، طلا را به زمین بیفکن.
شیرازه بند الفت نبود بغیر نسبتگر سر سبک نباشد بالش ز پر نباشد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ارتباط و پیوند عاطفی میان افراد به تنهایی کافی نیست و باید زمینههای دیگر نیز وجود داشته باشد. اگر پایهها و ویژگیهای شخصیتی افراد با هم همخوانی نداشته باشد، این ارتباط نمیتواند به درستی شکل بگیرد، همانطور که اگر بالشتی بدون پر باشد، نمیتواند عملکرد مناسبی داشته باشد.
دستیکه بخت دارد در جمع کردن غمگاهی گرفتن کام در زیر سر نباشد
هوش مصنوعی: کسی که شانس داشته باشد میتواند در کنار مشکلات، گاهی هم از زندگی لذت ببرد، حتی اگر در زیر سرش موانع بزرگتری وجود داشته باشد.
خود را چنانچه هستی بنما به عیب جویانچون پرده ای نداری کس پرده در نباشد
هوش مصنوعی: خود را همانطور که هستی نشان بده، چون اگر عیبجویانی وجود داشته باشند، مانند پردهای نخواهی داشت و کسی هم در پس پرده نخواهد بود.
در چارباغ گیتی گردیدم و ندیدمنخلی که سایه او به از ثمر نباشد
هوش مصنوعی: در باغ بزرگ دنیا به گشت و گذار پرداختم و هیچ درختی را ندیدم که سایهاش از میوهاش بهتر باشد.
خود را بهر که سنجی چیزی ز خویش کم کنخواهی که از تو افزون کس در هنر نباشد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در هنر یکهتاز باشی و کسی بهتر از تو نباشد، باید خود را نسبت به دیگران بسنجی و کمی از ویژگیهای خود را کم کنی.
نقش و نگار خانه در شهر ما همین استکز سیل حادثاتش دیوار و در نباشد
هوش مصنوعی: این خانه در شهر ما به همین شکل است که بر اثر حوادث و بلاها، نه دیواری برای محافظت و نه درب و ورودی باقی نمانده است.
چشمی طبیب دلهاست کز حال خستگانشاو را خبر نباشد گر نوحه گر نباشد
هوش مصنوعی: چشمی وجود دارد که میتواند دلها را شفا دهد، اما اگر او از حال زخمیها بیخبر باشد، حتی اگر ژولیدهخانی نیز در کنار او نباشد.
نتوان کلیم تنها رفتن براه غربتآوارگی درین ره گر همسفر نباشد
هوش مصنوعی: کلیم نمیتواند به تنهایی به سفر غربت برود، چون در این راه اگر همسفر نداشته باشد، آوارگی و بیپناهی را تجربه خواهد کرد.