غزل شمارهٔ ۲۵۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و زیباییهای معشوق میپردازد. شاعر به وضوح عشق و دلتنگی خود را بیان میکند و میگوید که حتی نمیتواند به دور معشوق نگاه کند، ولی از اشکهایش خوشحال است. او به زیورهای زیبایی معشوق اشاره کرده و معتقد است که هیچکس نمیتواند به اندازه او با این زیبایی مواجه شود. شاعر همچنین از درد و رنج ناشی از عشق و تأثیرات آن بر روح و جسمش سخن میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که بهتر است از دنیای مادی دوری کند، چرا که نشانههای خوبی از آن به دست نمیآید.
از آن به چشم ترم بیحجاب میآیدکه کار آینه گاهی ز آب میآید
هوش مصنوعی: چشمان خیس من، به خاطر عشق و احساس، به گونهای مینگرد که گویی آینه هم زمانی شفاف میشود که آب به آن برخورد کند.
اگرچه دیده به پایت نمیتوانم سودخوشم که اشک منت تا رکاب میآید
هوش مصنوعی: هرچند که نتوانم به پای تو نگاه کنم، اما خوشحالم که اشکهای من تا پای تو میرسد.
چو بینمت نتوانم که ضبط گریه کنمز دود زلف به چشم من آب میآید
هوش مصنوعی: وقتی تو را میبینم، نمیتوانم جلوی اشکهایم را بگیرم و از دودی که موهایت ایجاد کرده، چشمانم پر از آب میشود.
به ملک حسن کسی با تو روبهرو نشودسخن در آینه و آفتاب میآید
هوش مصنوعی: هیچکس در زیبایی تو غافل نمیشود و مانند آینه و نور خورشید، روشنی و جذابیت تو همیشه مشهود است.
حیا به گوشه آن چشم مست جا کردهچو زاهدی که به بزم شراب میآید
هوش مصنوعی: حیا مانند یک زاهدی است که به مهمانی شراب میرود و در گوشهای از چشم معشوق جا دارد. این نشاندهندهی تضاد میان معصومیت و جذابیت است.
ز کشت سوختهام بس که دود میخیزدسرشک رحم به چشم سحاب میآید
هوش مصنوعی: از شدت غم و اندوهی که دارم، مانند دودی که از کشتزار سوخته برمیخیزد، اشکهایم به حدی است که اگر باران هم ببارد، به خاطر درد من به آسمان رحم میآورد.
به کار و بار جهان دیده را دگر مگشاچه فال عافیت از این کتاب میآید
هوش مصنوعی: به کارهای فردی که تجربهاش را در دنیا دیده، بیجهت سرک نزنید؛ چرا که از این کتاب سرنوشت، نشانهای از خوشبختی به دست نمیآید.
کدام خرمن گل را کشیده در آغوشکز آب آینه بوی گلاب میآید
هوش مصنوعی: کدام گلزار را در آغوش گرفتهاند که عطر گلاب از آب آینه به مشام میرسد؟
جواب نامه همین پاره کردن است کلیممگو که قاصد ما بیجواب میآید
هوش مصنوعی: جواب نامهای که فرستاده شده، گسستن و پاره کردن آن است. کلیم، احتیاج نیست بگویی که پیامآور ما بدون پاسخ برمیگردد.