غزل شمارهٔ ۴۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ناامیدی و تنهایی خود سخن میگوید. او سالهاست که مستی و خوشحالی واقعی را تجربه نکرده و به دنبال دوستی و همراهي وفادار است، اما در بین دوستان و آشنایان، هیچکس را با وفا نمیبیند. شاعر از مشکلات زندگی و بخت بد خود گله میکند و بیان میکند که در مسیر تلاش و جستجوی خود هیچ راهحلی پیدا نکرده است. او به عدم وجود امید و حمایت نیز اشاره میکند و در نهایت از حسرت و اندوهی که بر دلش سنگینی میکند، سخن میگوید. این شعر تصویر روشنی از نومیدی و ناکامی در روابط انسانی و جستجوی محبت و دوستانی صادق دارد.
عمریست که یک مستی سرشار ندیدمدر پای خُم افتادن دستار ندیدم
هوش مصنوعی: سالهاست که من خوشی و سرخوشی واقعی را تجربه نکردهام و هرگز ندیدهام که کسی در کنار جام شراب، به حالت افراطی و مستی بیفتد.
بر دولت وصلی که فلک رشک نداردجز صحبت آیینه و زنگار ندیدم
هوش مصنوعی: در خوشبختی و کامیابی که کسی به آن حسد نمیورزد، تنها زیباییِ گفتوگو و محضر دلنشین را میتوانستم تجربه کنم و جز آن چیزی را ندیدهام.
در ظلمت بخت سیه خویش بماندمچون آب خضِر روی خریدار ندیدم
هوش مصنوعی: در تاریکی بخت شوم خود نماندم، چرا که مانند آب زنده و شفا بخش، خریدار و خواهان را ندیدم.
افسوس که چون نخل گرانبار درین باغدستی ز رفیقان به ته بار ندیدم
هوش مصنوعی: متأسفانه، مانند درخت نخل پربار در این باغ، هیچگونه کمک و حمایتی از دوستانم ندیدم.
چون رشتهی گلدسته به گِرد همه خوبانگردیدم و یک یار وفادار ندیدم
هوش مصنوعی: وقتی که به دور همه زیباییها و خوبان گشتم، نتوانستم یک دوست وفادار پیدا کنم.
بادا سر آیینهی زانو به سلامت!رویی گر از آن آینه رخسار ندیدم
هوش مصنوعی: باشد که سلامتی تو را به آینه نشان بدهد، لیکن من چیزی جز چهرهات را در آینه ندیدهام.
همچون هدفم بخت نوازش ز کسی نیستهر جا که شدم غیر دلآزار ندیدم
هوش مصنوعی: من مثل هدفی هستم که بخت و شانس مرا همرا نیست، هر جا که رفتهام جز دل شکستگی چیزی ندیدهام.
تا از مدد ناخن تدبیر گذشتمدر راه طلب، عقدهی دشوار ندیدم
هوش مصنوعی: زمانی که با تدبیر و تلاش خود بر مشکلات غلبه کردم، در مسیر جستجوی هدفم، با مسألهی دشواری مواجه نشدم.
با آنکه کسی چیزی در بار ندارددر قافلهی خلق، سبکبار ندیدم
هوش مصنوعی: با این که هیچکس در این جمع و این کاروان هیچ قدرت و مقامی ندارد، اما هیچکس را هم مثل یک انسان رها و آزاد ندیدم.
در کوی توکل که به حق پشت امید استکاهی که دهد پشت به دیوار، ندیدم
هوش مصنوعی: در محلی که به توکل و اعتماد به خدا معروف است، هرگز ندیدهام که کسی به دیواری تکیه کند و از آن حمایت بگیرد.
با اهل طرب نیز کلیم! ارچه نشستماز خنده به جز نام ز سوفار ندیدم
هوش مصنوعی: هرچند با اهل شادی و جشن نشستهام، ولی از خنده تنها نامی مانند سوفار را دیدم و غیر از آن هیچ چیز دیگری را تجربه نکردم.