شمارهٔ ۸۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل خسته و عاشقانه خود صحبت میکند و به زیباییهای فردی اشاره دارد که دلش را تسخیر کرده است. او به عمق احساساتش اشاره میکند و میگوید که کسی نمیتواند به آن فرد نزدیک شود، و تنها اوست که در این راه احساس تنهایی و شگفتی میکند. شاعر از نبودن بهانهای برای ارتباط با آن معشوق ابراز تأسف مینماید و به نوعی از غم و حسرت خود سخن میگوید.
تا شد دل خسته فتنهٔ روی کسیباریک ترم ز تارهٔ موی کسی
هوش مصنوعی: زمانی که دل من از زیباییهای کسی به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد، احساس میکنم که عشق و جذب من نسبت به او، از نازکی و لطافت موهایش هم ظریفتر و عمیقتر است.
دست همه کس نمی رسد سوی کسیمن خود چه کسم هیچ کس کوی کسی.
هوش مصنوعی: به هیچ کس نمیتوان نزدیک شد و از او یاری خواست، من که هیچ خاصیتی ندارم، پس دیگران هم نمیتوانند به کسی دسترسی پیدا کنند.