شمارهٔ ۵۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق صحبت میکند و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او به قد و قامت معشوق مانند درخت سرو اشاره میکند و میگوید که دیدن او باعث درد و بلا بر دلش میشود. شاعر به زیباییهای ظاهری معشوق و اثرات دلپذیر نسیم که از او میآید، اشاره میکند و در عین حال از درد جدایی و آرزو برای نزدیکی به او نیز صحبت میکند. در نهایت، او حسرت و خیال معشوق را در دلش دارد و میگوید فقط با یاد او آرامش مییابد.
چو سرو قد تو در جویبار دیده رسدمرا خدنگ بلا بر دل رمیده رسد
هوش مصنوعی: وقتی قامت تو مثل سرو در جویبار به چشمم میخورد، تیر بلا به دل نگران من مینشیند.
ز دیدن تو بلایی که میکشد دل منامیدوار چنانم که پیش دیده رسد
هوش مصنوعی: وقتی تو را میبینم، دلم دچار عذاب و رنج میشود، اما با این حال چنان امیدوار و خوشبین هستم که برای چشمانم شگفتیهای زیادی به چشم میآید.
به گرد آن خط مشکین کجا رسد نافهمگر صبا، که بدان طره خمیده رسد
هوش مصنوعی: در اطراف آن خط سیاهی که موهای مجعد و خوشبو را به یاد میآورند، هیچ چیز نمیتواند به جز نسیم صبحگاهی نزدیک شود و به آن دسته ی خمیده برسد.
اگر چه بر رخ بستان دمید سبزه، ولیکگمان مبر که بدان خط نو دمیده رسد
هوش مصنوعی: هرچند که سبزهها بر چهرهی باغ شکوفا شدهاند، اما تصور نکن که این زیبایی به خط نو و تازهای ارتباط دارد.
ز یاد آن لب، اگر یکنفس بکام رسمخیال چشم تو تیغ بلا کشیده رسد
هوش مصنوعی: اگر فقط یک لحظه به یاد آن لبها باشم، خیال چشم تو مانند تیغی از بلا به جانم خواهد رسید.
صبا ببوی تو آرام جان مردم شدبلی، خوشست نسیمی که آرمیده رسد
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی به عطر تو، روح مردم را آرام میکند. آری، نسیمی که به آرامی میوزد، بسیار خوشایند است.
اگر صبا ز سر کوی او رسد، شاهینسیم روضه به جان ستم رسیده رسد
هوش مصنوعی: اگر نسیم ملایمی از سمت کوی محبوب بگذرد، آنگاه بوی خوش بهشتی به جان کسی که گرفتار غم و درد است، خواهد رسید.