شمارهٔ ۱۶۳
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و معشوقهای میپردازد که با ظاهری دلربا و طرز نگرشی ناپایدار به عالم آمده است. شاعر از او میخواهد که برای سفر نرود و با زیباییهایش آرامش را برقرار کند. او به طرز متعهدانهای به مقایسه معشوقه با گل میپردازد و در عین حال تأکید میکند که خود را از دست نمیدهد. شاعر همچنین عبارات زیبایی را به کار میبرد تا به مقام و ارزش معشوقه اشاره کند، اما در عین حال او را به خاطر خواستههایش که به نظر کمارج میآید، سرزنش میکند. در نهایت، شاعر به نوعی حسرت و عشق را بیان میکند که نشاندهندهی گذران عمر و لذتهای زودگذر است.
ای که با طرّه پرچین و شکست آمدهایچشم بد دور، که آشفته و مست آمدهای
هوش مصنوعی: ای کسی که با موهای پیچخورده و آشفته آمدهای، چشمت به دور باشد از هر نظر بدی، زیرا تو با حالت آشفته و سرمست به اینجا آمدهای.
همچو گل رخت نیفکنده مکن عزم سفربنشین، چون بر ارباب نشست آمدهای
هوش مصنوعی: در اینجا میگویند که مانند گلی نباش که از باغ خود بیرون برود. پس بهتر است که در جایی که هستی بمانی و به وضعیت کنونیات راضی باشی، مانند کسی که در حضور اربابش نشسته است و به او خدمت میکند.
کردهای نسبت بالاش به طوبی، هیهاتبرو ای خواجه، که با همت پست آمدهای
هوش مصنوعی: تو به درخت طوبی نسبت میدهی، اما افسوس که با همت پایین و ناچیز خود آمدهای، ای آقا.
دامن چون تو نگاری ز کف آسان ندهمکه به خونابه بسیار به دست آمدهای
هوش مصنوعی: من به راحتی دامن تو را رها نمیکنم، چون تو مانند یک نگار زیبا هستی که به سختی به دست آمدهای و ارزش زیادی داری.
شاهی از عمر ابد یافتهای بهره، که توکشته آن دو لب بادهپرست آمدهای
هوش مصنوعی: شما از عمر جاودانه بهرهمند شدهاید، چون بر اثر زیبایی و جذابیت آن دو لب که به دنبال نوشیدنی هستند، به اینجا آمدهاید.