شمارهٔ ۱۷۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و وضعیت عاشقانه و دلدادگی پرداخته است. شاعر از نرگس میپرسد و به خوابهای شیرین اشاره میکند، اما در عین حال احساس اسارت در عشق را نیز بیان میکند. او به بیقراری دل دیوانهاش اشاره دارد و از طرفی دیگر به عدم وجود یاری جدید در دل معشوق میپردازد. در نهایت، شاعر به غنای عشق و نیاز به معشوق اشاره میکند و موقیعت خود را در بزم عشق به تصویر میکشد. شعر به زیبایی حالت عاشق و احساسات او را بیان میکند.
دلا ز نرگس مستانهٔ که میپرسی؟سری به خواب خوش، افسانهٔ که میپرسی؟
هوش مصنوعی: ای دل، از چه کسی دربارهٔ نرگس مست میپرسی؟ آیا نام این خواب شیرین را نمیدانی که افسانهای است؟
اسیر سلسله تست عالمی، لیکنتو حالت دل دیوانهٔ که میپرسی؟
هوش مصنوعی: من در دنیای تو گرفتارم، اما تو چرا از حال دل دیوانهام سوال میکنی؟
مگو که یار دگر خانه ساخت در دل توکدام یار؟ چه دل؟ خانهٔ که میپرسی؟
هوش مصنوعی: نحوه بیان احساساتی که به دیگران منتقل میشود را نمیتوان نادیده گرفت. آیا واقعاً کسی را در دل خود داری که بتوانی به او اشاره کنی؟ اصلاً چه احساسی در دل تو وجود دارد که بخواهی دربارهاش صحبت کنی؟
تو گنج حسنی و اهل نیاز منتظرندکه ره به کلبهٔ ویرانهٔ که میپرسی؟
هوش مصنوعی: تو برای کسانی که به محبت و خوبی تو نیاز دارند، مانند یک گنج باارزش هستی. آنها منتظرند تا به تو برسند و در این بین، تو از کجای این خانه ویران پرسوجو میکنی؟
نه حد ماست تمنای بزم او، شاهیسخن ز ساغر و پیمانهٔ که میپرسی؟
هوش مصنوعی: ما در آرزوی حضور در میخانه او نیستیم، چه اینکه گفتن از شاهی و سخنان زیبای او، به ساغر و پیمانهای که به آن اشاره میکنی، محدود نمیشود.