شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: شاعر به زیبایی و جذابیت موهای محبوبش اشاره میکند و احساسات خود را بیان میکند. او میگوید که دلش به خاطر مشکلاتی که دارد، زار است و یادآوری میکند که نباید به کسانی که خوبان به شمار میروند دل بست. در نهایت، شاعر از رها کردن دین و تکیه بر دنیا میگوید و بیاعتنایی به مسائل دینی را شرح میدهد.
تارها زلفش چو دیدم مارهاپارها گشته دلم چون پارها
هوش مصنوعی: وقتی زلفهای او را دیدم، احساس کردم که مارها در آن پیچیده شدهاند. دل من نیز مانند آن زلفها به حالت پریشانی درآمد.
کارهای جمله مشکل مانده استزارها باید دل خود زارها
هوش مصنوعی: همه کارها به مشکل خورده است و باید دل خود را به درد و رنج بسپاریم.
صورت حسنش مبین ای بی خبرنور ها این نیست جمله نارها
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهاش کاملاً مشخص است، ای کسی که بیخبر هستی، این نورها نیستند، بلکه تمام اینها آتشها هستند.
یار با خوبان تو هرگز دل مدهتا نباشی همچو ما غمخوارها
هوش مصنوعی: دوست خود را هرگز به خوشبختان نده، زیرا تا زمانی که مانند ما غمخواران نباشی، نمیتوانی احساس آنان را درک کنی.
دین ز دست خود چو ما بگذاشتیمتا چه کار آید مرا زنارها
هوش مصنوعی: وقتی که دین را از دست خود رها کردیم، دیگر چه فایدهای دارد که به ظاهرسازیها بیاعتنا باشیم؟