شمارهٔ ۵۰
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به یکتاپرستی و وحدت وجود اشاره میکند و به خداوند به عنوان تنها معبود و مقصود اشاره میکند. او میگوید که در این دنیا هیچ چیزی جز او وجود ندارد و تنها در طلب او باید بود. شاعر تأکید میکند که به جز خدا، هیچ کس دیگری یاری و کمک نمیدهد و باید تمام توجه و نیتمان به او معطوف باشد. او به وحدت و یگانگی خداوند اشاره میکند و بیان میکند که همه چیز نشانه اوست. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که تمام وجود و غمهایش را به خداوند وابسته کرده است و هیچ چیز دیگری نمیطلبد.
یقین دانم درین عالم که لا معبود الا ھُوولا موجود فی الکونین لا مقصود الا ھُو
هوش مصنوعی: به طور قطع میدانم که در این جهان، جز او معبودی وجود ندارد و هیچ موجودی در این دو جهان نیست که مقصود و هدفی غیر از او داشته باشد.
چو تیغ لا بدست آری بیا تنها چه غم داریمجو از غیر حق یاری که لا فتاح الا ھُو
هوش مصنوعی: وقتی که شمشیر را به دست میگیری، نگران نباش و از کسی جز خدا یاری نطلب. خداوند گشایشدهندهای جز خودش نیست.
بلا لا لا همه لا کن بگو الله والله جونظر خود سوی وحدت کن که لا مطلوب الا هُو
هوش مصنوعی: درد و مشکلات را رها کن و فقط بگو "خدا" و "خدا". نگاه خود را به سمت وحدت و یگانگی متمرکز کن، چرا که چیزی جز او مطلوب نیست.
هُو الاول هُوالآخر ظهور آمد تجلی اوبذات خود هویدا حق که لا فی الکون الا هُو
هوش مصنوعی: او نخستین و او پایان است، تجلی او در ذات خود آشکار است. حقیقتی که در عالم جز او وجود ندارد.
الا ای یار شو فانی مگر ثالث مگو ثانیهوالواحد هوالمقصود لا موجود الا هُو
هوش مصنوعی: ای دوست، جز این نیست که خود را در عشق فانی کن و درباره هیچ کس غیر از او نگو. او یگانه است و مقصود نهایی، و هیچ موجودی به جز او وجود ندارد.
ھُوالھُو ھُو، ھُوالحق ھُو، ندانم غیر الا ھُوھُوالھُو ھُو، ھُوالحق ھُو، نخوانم غیر اِلا ھُو
هوش مصنوعی: او همان است، او حقیقت است. من جز او چیزی نمیدانم. او همان است، او حقیقت است. من جز او نخواهم خواند.
یکی گویم، یکی جویم، یکی در دل چو گل رویمهمون یک را بیک پویم، نه پویم غیر الا ھُو
هوش مصنوعی: من یکی را میگویم و یک نفر را میجویم، در دل مثل گل میشکفم. همان یکی را به یک اشاره میرسانم و به جز او چیزی را نمیجویم.
بگرد عالم چو گردیدم، ھُو الحق ھُو پسندیدمیکی خواندم، یکی دیدم، ندیدم غیر الا ھُو
هوش مصنوعی: در دنیای گستردهای که به جستجو پرداختم، تنها حقیقت را یافتنم و او را پسندیدم. یک بار او را خواندم و یک بار او را دیدم، اما غیر از او هیچ چیز دیگری را ندیدم.
منم غم خوار خود هستم، به جز یاھُو نه دَر دَستمدِل و جان را به ھُو بستم، نه بستم غیر اِلا ھُو
هوش مصنوعی: من خودم را در غمهایم تنها میدانم و هیچ کس دیگری برایم اهمیت ندارد. قلب و جانم را به او سپردهام و غیر از او هیچ کسی را به خود راه ندادهام.