شمارهٔ ٢۵ - قصیده
هوش مصنوعی: این شعر به تأمل در مورد زندگی، جدایی از زندگی و مرگ میپردازد. شاعر میگوید که مدت کمی به زندگیاش باقی مانده و به زودی باید از دنیا جدا شود. او درباره غم جدایی و نگرانی از آینده پس از مرگ صحبت میکند، به ویژه اینکه تنها اعمالش در روز قیامت با او خواهند ماند. شاعر تأکید میکند که مال، زن و فرزندان به او کمک نخواهند کرد و تنها اعمال نیک او هستند که اهمیت دارند. او از خداوند درخواست رحمت و عفو میکند و به این نکته اشاره میکند که نیکبختی در توجه به حقیقت و ذکر خداست. در نهایت، شاعر به امید رحمت خداوند و عفو گناهانش دل خوش کرده است.
دو سه روزی دگرم جان بر تن مهمانستبعد ازین وقت جدائی و وداع جانست
هوش مصنوعی: چند روز دیگر روح من در بدنم خواهد بود و بعد از آن، وقت جدایی و وداع فرامیرسد.
گه آنست که جان خو ز بدن باز کندکه میان من و جان وقت غم هجرانست
هوش مصنوعی: گاهی پیش میآید که جان به خاطر جدایی و غم از بدن رها میشود، زیرا در این لحظه، میان من و جان، احساس جدایی وجود دارد.
غم تن نیست که تن در وطن خویشتنستغم جانست که او را ره بی پایانست
هوش مصنوعی: غم جسم و تن تنها به خاطر زندگی در وطن نیست، بلکه این غم مربوط به روح و جان است که راهی بیپایان دارد و همیشه ادامه خواهد داشت.
آه از آنروز که عزم سفرم باید کرداولین منزل من عرصه گورستانست
هوش مصنوعی: از آن روزی که تصمیم گرفتم سفر را آغاز کنم، دانستم که اولین مقصد من قبرستان خواهد بود.
چون برندم بلب گور و نهندم در خاکبهمان قاعده و رسم که در دورانست
هوش مصنوعی: هرگاه تنم را به خاک بسپارند، همانگونه که در دنیا عادت و مقررات حاکم است، من هم به زمین میروم.
تن تنها بگذارند و نماند با منبجز اعمال اگر کفر و اگر ایمانست
هوش مصنوعی: تنهایی من را رها کنند و جز اعمال من چیزی در کنارم نماند، چه این اعمال کفر باشد و چه ایمان.
دستگیری نکند مال و زن و فرزندممگرم آن عملی کان صفت رحمانست
هوش مصنوعی: کمکی نخواهد کرد مال و زن و فرزندم، مگر اینکه آن عملی صورت گیرد که ویژگیهای خداوند رحمان را داشته باشد.
راستی و کرم و لطف و کم آزاری و دادهر چه زین نوع بود آنهمه با انسانست
هوش مصنوعی: صفتهایی همچون صداقت، بزرگواری، لطافت، آزار نرساندن و عدالت، همه از ویژگیهای انسانی هستند.
سفری دور و درازست که اندر پیش استمرکبی سست و ضعیف است که زیر رانست
هوش مصنوعی: سفری طولانی و دشواری در پیش دارم، اما مرکب من ضعیف و ناتوان است که باید بر روی آن سوار شوم.
بر تن زار خود ایدوست بزاری بگریکه رهی پر خطر از پیش و ز پس طوفانست
هوش مصنوعی: بدن زار و ضعیف خود را رها کن و بگذار اشک بریزد، زیرا راهی که در پیش و پس از توست، پر از خطر و طوفان است.
جان چو مرغیست گرفتار قفس بی پروبالیا چو بیچاره غریبیست که در زندانست
هوش مصنوعی: روح انسان مانند پرندهای است که در قفسی زندانی شده و توانایی پرواز ندارد، یا همچون غریب و بیپناهی است که در زندان محبوس شده و احساس تنهایی و بیکسی میکند.
نیست اندر عملش آنکه ورا گیرد دستطاعتش جمله گناهست و عمل عصیانست
هوش مصنوعی: کسی که در عمل خود نیکیها را در نظر نگیرد و فقط به دنبال اطاعت باشد، در حقیقت گناهکار است و کارهای او معصیت به شمار میآید.
عمر ضایع شده و داده جوانی بر بادهر چه کردست همه عمر بر او تاوانست
هوش مصنوعی: زندگی که گذشته و جوانی که به هدر رفته، هر آنچه که در طول عمر انجام داده، باید بهایی برای آن بپردازد.
نیکبخت آنکه ز باطل سوی حق روی نهادمقبل آن دل که درو معرفت سبحانست
هوش مصنوعی: شخصی که از نادرستی و بیراهه به سوی حقیقت و راستجدایی میرود، خوشبخت است. همچنین دلی که در آن شناخت و آگاهی از خداوند وجود دارد، شانسی بزرگ دارد.
حاصل از ذکر خدایست کمال همه کسآنچه بی ذکر خدایست همه نقصانست
هوش مصنوعی: دارایی و کمال هر شخص از یاد خدا بدست میآید و هر آنچه که بدون یاد خدا باشد، ناتمامی و کمبود را به همراه دارد.
یا رب از ما نظر رحمت خود باز مگیرکه درین درد مرا رحمت تو درمانست
هوش مصنوعی: خدایا، لطف و رحمتت را از ما دور نکن، زیرا در این درد و رنج، تنها رحمت تو میتواند شفای من باشد.
عفو کن بار خدایا تو گناهان مراکه مرا زاتش خجلت جگری بریانست
هوش مصنوعی: ای پروردگار، گناهانم را ببخش، زیرا آتش شرم و خجالت دل مرا سوزانده است.
گر چه اندر عملم نیست کم از طاعت و بیشلیک اندر کرمش بیش ز پیش احسانست
هوش مصنوعی: هرچند در عمل، من از عبادت و بندگی چیزی کم ندارم و حتی بیشتر از آن هم میکوشم، اما در رحمت و بخشش او، لطفش از همه ی خوبیها بیشتر است.
هست محمود یمین عاصی و مفلس شده پیردر دو عالم بامید کرم یزدانست
هوش مصنوعی: محمود یمین، شخصی نافرمان و بیچاره شده است، که در این دنیا و آن دنیا فقط به امید رحمت خداوند زندگی میکند.