شمارهٔ ٩۴ - مطلع ثانی
هوش مصنوعی: این شعر درباره ستایش یک شاه بزرگ و قدرتمند است که دولتش در دوران خوشی و برکت قرار دارد. شاعر به توصیف ویژگیهای شایسته این شاه میپردازد که با حکمت و شجاعتش، زمین و آسمان را فتح کرده و سایهاش بر همه گسترش یافته است. او به قدرت و تاثیرگذاری نظر شاه بر مردم و طبیعت اشاره میکند و بیان میکند که حکمت و شجاعت او باعث آرامش و هماهنگی میان موجودات طبیعی و انسانی شده است. همچنین، شاعر از سپاه او، ثروت و بخششهایش به نیکی یاد میکند و در پایان، دعای خیر برای او میکند؛ زیرا او را شایسته تقدیر میداند.
دولت بود مساعد و اقبال و بخت یارآنرا که کرد بندگی شاه اختیار
هوش مصنوعی: خوشبختی و موفقیت به کسانی روی میآورد که ریشه در خدمت کردن به پادشاه و اطاعت از او دارند.
آن شاه داد بخش که دوران دولتشآرد بمهرگان ستم عهد نو بهار
هوش مصنوعی: آن پادشاهی که با بخشش و عدل خود، دوران حکومتش را در روزگار مهرگان و در زمانهای سخت سپری میکند، از فصل نو و پربرکت بهاری یاد میکند.
سلطان شرق و غرب شهنشاه بحر و برخورشید ملک سایه الطاف کردگار
هوش مصنوعی: سلطان شرق و غرب، پادشاه دریا و خشکی، همچون خورشید درخشان، سایه لطف و محبت خدای بزرگ را بر سر دارد.
شاه جهان طغایتمور خان که آفتابدایم بزیر سایه چترش کند مدار
هوش مصنوعی: شاه جهان، طغایتمور خان، همانند آفتابی است که همیشه زیر سایه چتر او سایه میافکند.
رأیش فکند در دل خورشید آتشیکانرا ز ثابتات فروزنده شد شرار
هوش مصنوعی: او با فکر و اندیشهاش، آتش و حرارتی را در دل خورشید ایجاد کرد که از چیزهای پایدار و مستحکم به وجود آمده و شعلهور خواهد بود.
بر اسب پیلتن خرد او را چو دید گفتبر شیر آسمان شه سیاره شد سوار
هوش مصنوعی: بر اسب مبارزی که دانا بود، وقتی او را دید، گفت: بر شیر آسمان، آن شاهی که همچون سیارهای درخشان است، سوار شده است.
در عرض اگر بلجه دریا گذر کنندخیل و سپاه او که برونند از شمار
هوش مصنوعی: اگر دریا موجهای بلندی بزند و خیل زیادی از مردم و سپاهیان در آن عبور کنند، تعداد آنها از شمار خارج میشود.
گردد شمار چرخ فلک یکعدد فزوناز روی آب بس که رود بر هوا غبار
هوش مصنوعی: چرخش جهان به حدی است که بر روی آب، از شدت حرکت رودها غباری باقی میماند که نشاندهندهٔ تحرک و تغییرات است.
از رأی پیرو قوت بخت جوان شدستتا حد قیروانش مسخر ز قندهار
هوش مصنوعی: جوانی که به قدرت و شانس خود ایمان دارد، تا جایی که به دست قیران میرسد، میتواند بر قندهار تسلط پیدا کند.
شهباز همتش چو بپرواز برشودسیمرغ زرنگار فلک را کند شکار
هوش مصنوعی: وقتی که شهباز با عزم و ارادهاش به پرواز در میآید، میتواند سیمرغ زیبای آسمان را شکار کند.
میپرورد بمهر دل اندر صمیم کانگردون ز بهر بخشش عامش زر عیار
هوش مصنوعی: دل به عشق و محبت پرورش مییابد و در فضایی خالص و صمیمی قرار میگیرد، زیرا آسمان برای بخشش و محبتش، طلا و ثروت را در اختیار قرار داده است.
در روزگار معدلت او گوزن و میشبا شیر گشته همبر و با گرگ همکنار
هوش مصنوعی: در زمانی که عدالت برقرار است، گوزن و میش در کنار شیر زندگی میکنند و با گرگ همنشین میشوند.
گر منجنیق قهر بگردون روان کندگردد ز خاک پست تر این نیلگون حصار
هوش مصنوعی: اگر منجنیق خشم خود را به سوی آسمان پرتاب کند، این حصار نیلگون رنگ که از خاک پایینتر است، نیز به زیر خواهد رفت.
شاها توئی که خسرو سیاره هر بگاهبوسد جناب جاه تو از بهر افتخار
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو همان سیارهای هستی که هر ساعت ستارههای دیگر به خاک پای تو احترام میگذارند تا افتخارت را ارج نهند.
حزم تو رسم مستی از آن گونه برفکندکز چشم دلبران نرود تا ابد خمار
هوش مصنوعی: احتیاط و هوشیاری تو باعث میشود که نشانههای سرمستی و شیدایی برای همیشه از دل محبوبان نرود و آنها همیشه دچار حالتی باشند که دلشان نشاط نداشته باشد.
در مصر هر دلی شده مانند زر عزیزز آنرو که زر بود بر تو همچو خاک خوار
هوش مصنوعی: در مصر، هر دلی چون طلا ارزشمند شده است، چون طلا بر تو مانند خاک بیارزش است.
گر ذره ئی ز رأی تو عکسی بر آسماناندازد آفتاب دگر گردد آشکار
هوش مصنوعی: اگر حتی ذرهای از اندیشه تو بر آسمان تابیده شود، آفتاب به نحوی دیگر نمایان خواهد شد.
باد ار فشاند از تف قهرت شراره ئیبر آب بحر خیزد ازو دود چون بخار
هوش مصنوعی: اگر باد بر اثر خشم تو شعلهای بر آب بزند، از آن دود برمیخیزد مانند بخار.
جولان کنان بعرصه میدان آسمانروزی فتاد باره قدر تو را گذار
هوش مصنوعی: در فضایی وسیع و بیکران، روزی فرصتی به دست میآید که ارزش و موقعیت تو را بشناسند و به آن افتخار کنند.
نعلی فتاد از سم گردون نورد توزودش فلک ز بهر شرف کرد گوشوار
هوش مصنوعی: نعلی از پای اسب آسمانی افتاده و به خاطر مقام و ارزش آن، آسمان برایش گوشوارهای ساخته است.
ای خسروی که بر درت از سروران عهدصفها بود کشیده ز هر سو بروز بار
هوش مصنوعی: ای فرمانروایی که در آستانهات از بزرگان روزگار صفویه حضور دارند، روزی شکوهمند و بارانی بر تو فرود آمده است.
هر یک بصفدری و بگردی و پهلویاز پور زال برده سبق روز کار زار
هوش مصنوعی: هر یک از پهلوانان و جنگجویان با سرعت و چالاکی حرکت میکنند و در کنار هم در میدان نبرد حضور دارند، مانند فرزندان زال که برای مبارزه آماده شدهاند.
ز آنجمله سروران سر گردنکشان ملکچون کرد شاه بنده نوازش بزرگوار
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف بزرگی و مقام افرادی میپردازد که در میان گردنکشان و قدرتمندان، سروری خاص دارند. وقتی که شاه با محبت و بزرگواری به این افراد توجه میکند و آنها را نوازش میکند، نشانهای از بزرگمنشی و عظمت اوست. به طور کلی، این عبارت به نوعی نشاندهندهی احترام و ارادت نسبت به افرادی است که در جامعه مقام و نفوذ خاصی دارند.
برباید از جلالت رتبت بفر شاهاز فرق آفتاب فلک تاج زرنگار
هوش مصنوعی: از مقام و grandeur تو، ای شاه، باید تاجی زیبا همچون تاج خورشید بر سرت بگذارند.
والا نظام دولت و ملت که در جهاندارد چو آفتاب جهانگیر اشتهار
هوش مصنوعی: نظام و حکومت کشور و مردم، در دنیا به اندازهی آفتاب روشن و مشهور است.
فرخنده طالعی که شهنشاه عهد راستکو را چنین خجسته مطیع است و دوستدار
هوش مصنوعی: شادروزی و خوشبختی کسی که در زمان سلطنت شاه محبوب و دوستداشتنیاش به دنیا آمده است و از او پیروی میکند.
شاها نظام ملت و دین چون بجان کمردر پای تخت فرخ تو بست بنده وار
هوش مصنوعی: ای پادشاه، نظام ملت و دین چون به جان آمده، مانند بندهای که در پای تخت خوشبختی تو زانو زده است.
گردونش دید پیش تو بر رسم تهنیتگفت ای ستوده شاه ز شاهان روزگار
هوش مصنوعی: آسمان به نشانهی تبریک پیش تو آمد و گفت: ای ستودهترین پادشاه، تو برترین فرمانروای زمانهای.
غیر از تو بنده ئی که بود شه نشان که داشتچشم بد از تو دور وزان گرد نامدار
هوش مصنوعی: به جز تو، دیگر کسی که نشانی از پادشاهی دارد، نمیتواند چشمی بد نسبت به تو داشته باشد و از آن بدنامی دور است.
او را نواز و تربیت از وی مدار بازتا مملکت بملک در افزایدت هزار
هوش مصنوعی: او را تربیت کن و از او دور نشو، تا اینکه مملکتت به هزاران برابر افزایش یابد.
ختم ثنا کنم پس از این بر دعای خیرنی بهر آنک بر سخنم نیست اقتدار
هوش مصنوعی: من پس از این فقط دعاهای خیر را بر زبان میآورم، زیرا در گفتارم قدرتی ندارم.
اما چو بنده ابن یمین نیک واقف استبر نازکی طبع تو ای شاه کامکار
هوش مصنوعی: اما بنده ابن یمین به خوبی میداند که تو ای شاه توانمند، چه ظرافتی در ذوق و سلیقهات وجود دارد.
آن به که تا ملالت خاطر نباشدتاطناب را بدل کند اکنون باقتصار
هوش مصنوعی: بهتر است که کسی که دلی ناراحت ندارد، در صحبتهایش زیاد سخن نگوید و به اختصار بپردازد.
تا ز آب و خاک و آتش و با دست در جهانترکیب هر چه زیر فلک باشدش قرار
هوش مصنوعی: آب، خاک و آتش به همراه تلاش و زحمت انسان، هر چیزی را که در این دنیا وجود دارد شکل میدهد و در آن قرار میگیرد.
بادا قرار در کنف عدل رأفتتهر چیز را که هست مرکب ازین چهار
هوش مصنوعی: ای کاش آرامش و آسایش در سایهی انصاف و مهربانیات بر همهی چیزهایی که از این چهار عنصر ساخته شدهاند، حاکم شود.