شمارهٔ ٩٩ - وله ایضاً
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به وصف و ستایش ویژگیهای یک پادشاه کریم و بخشنده پرداخته است. شاعر با بیان عظمت و شکوه پادشاه، او را پناهگاهی برای نیازمندان میداند و این احساس را تقویت میکند که عدالت و کرامت پادشاه همواره بر زندگی مردم سایه خواهد افکند. شاعر به قدرت سلطنت و تصمیمگیریهای عادلانه پادشاه اشاره میکند و همچنین از تاثیرات مثبت نور کارنامه او بر جامعه میگوید. در انتها، شاعر احساس ناچیزی از خود بیان میکند و از نعمتهای پادشاهی برای رهایی از سختیها و جوع یاد میکند و به امید تربیت و توجه پادشاه به خود، از او درخواست یاری دارد.
جهان جود و کرم ای پناه اهل نیازبروی خلق در خرمی ز لطف تو باز
هوش مصنوعی: دنیا پر از generosity و بخشندگی است، ای حمایتگر کسانی که به کمک نیاز دارند. به خاطر مهربانی تو، روی مردم در شادی و خوشی گشوده است.
شکوه و حشمت و اورنگ تاج دولت و دینکه دین ز دولت تو یافت صد سعادت باز
هوش مصنوعی: افتخار و بزرگی و جایگاه سلطنت و مذهب، که دین به واسطه حکومت تو خوشبختیهای زیادی را به دست آورده است.
توئی بمرتبه شاهی که بندد از پی نامکمر به پیش تو محمود بنده وش چو ایاز
هوش مصنوعی: تو جایگاهی داری که از برای نام خود، هم مثل محمود و هم مثل ایاز، در برابر تو سجده میکنند.
ترا نظیر بگیتی ندید گر چه بسیبگشت گرد زمین آسمان بعمر دراز
هوش مصنوعی: هرگز کسی را مانند تو ندیدم، هرچند که سالهای زیادی را در دنیا و آسمان گشتهام.
صفای آینه رأی تو کند پیدابرین صحیفه زنگار فام صورت راز
هوش مصنوعی: روشنی آینه نظر تو را بر این صفحه که غبار و لکه دارد، نمایان میسازد.
بهر چه رأی تو روی آورد رضا ندهدبدین قدر که قضا باشدش در آن همباز
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که نظر و خواسته تو دلیل بیاورد، باید قبول کنی که سرنوشت او را به سمتی دیگر هدایت کرده و نمیتوانی بر آن تأثیر بگذاری.
بعهد عدل تو گر کبک را رسد ستمیبمأمنی نپناهد بجز نشیمن باز
هوش مصنوعی: اگر در دوران عدالت تو کبکی مورد ظلمی قرار گیرد، جز در لانهاش نمیتواند پناهی بگیرد.
شود بقوت عدل تو پشه پیل افکنسعادت ار دهدش در هوای تو پرواز
هوش مصنوعی: با قدرت و انصاف تو، حتی پشه هم میتواند به اندازه فیل عظیمالجثهی خوشبختی ایجاد کند، اگر بتواند در فضای تو پرواز کند.
فلک چو صدمت گرز تو دید بر سر خصمچه گفت گفت که کوپال بیژنست و گراز
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان ضربهی تو را بر سر دشمن دید، چه گفت؟ گفت آنکه بیژن چون کوپال و گراز است.
ز بهر نصرت و فیروزی کتابه تستکه وقت جنگ بدشمن چو میرسند فراز
هوش مصنوعی: برای پیروزی و نصرت، سلاح تو همان کتاب است که در زمان جنگ، هنگامی که به دشمن نزدیک میشوی، یاریات میرساند.
اگر بروز بود آفتاب تیغ گذارو گر بوقت شبیخون سپهر تیرانداز
هوش مصنوعی: اگر روز باشد، آفتاب همچون تیری خواهد بود که به سمت دشمن میزند، و اگر زمان حمله شب باشد، آسمان مانند تیراندازی به سمت آنها شلیک خواهد کرد.
ز مهر رأی تو پروانه ئی رسد بسهافتد ز تابش او شمع آسمان بگداز
هوش مصنوعی: از عشق نظر تو پرندهای میرسد که از شدت نور تو شمع آسمان آب میشود.
جهانپناه شها بنده تو ابن یمینکه هست در هنر از جنس خویشتن ممتاز
هوش مصنوعی: شها! من بنده تو هستم، همان ابن یمین که در هنر، از جنس خودت، برتر و ممتاز است.
امید تربیتش هست و دست آن داریکه یابد از کرمت صد هزار نعمت و ناز
هوش مصنوعی: امید دارم که او به خوبی تربیت شود و تو این قدرت را داری که از لطف و کرامتت به او نعمتهای بیشمار و خوبیها برسانی.
کسی که بود بدوران تو برهنه چو سیرز خلعتت همه تن جامه شد بسان پیاز
هوش مصنوعی: کسی که در زمان تو به حال عریان و بیپوشش زندگی میکند، همانند پیاز، با از دست دادن آرامش و زیبایی، همه جا را با پوست خود پوشانده است.
شکم ز خوان عطای تو چار پهلو کرداگر چه بود گرفتار جوع کلبی آز
هوش مصنوعی: تن من از نعمتهای تو سیر شده و به خاطر آنها چاق شده است، هرچند که در عین حال، به شدت گرسنهی نیازهای انسانیام هستم.
فضایل تو ز اندازه بیش و نقد سخنمرا کمست و روا باشد ار کنم ایجاز
هوش مصنوعی: فضایل تو بسیار زیاد است و من در بیان آنها کمبود دارم. بنابراین، اگر بخواهم به اختصار سخن بگویم، کاملاً منطقی است.
بمن رسید ز غیری لطیفه ئی که در اوستعروس فکر مرا درگه زفاف جهاز
هوش مصنوعی: به من یک نکته جالب از دیگری رسید که در آن، عروس فکر من آماده برگزاری مراسم ازدواج است.
کنم بصورت تضمین ادا که آن سخن استز بهر بنده حقیقت ز بهر غیر مجاز
هوش مصنوعی: من به صورت تضمینی میگویم که سخنم به خاطر بندگی و حقیقت بیان شده است، نه به خاطر مجازی و غیر واقعی.
هنر مگیر و فصاحت مگیر و فضل مگیرنه من غریبم و شاه جهان غریب نواز
هوش مصنوعی: به دنبال هنر و فصاحت و فضیلت نباش، چرا که من تنها یک فرد ساده نیستم و قدرت دنیا به من احترام میگذارد.
بحق نعمت عامت که من بدولت توکه غیر او نکند اهل فضل را اعزاز
هوش مصنوعی: به حقیقت نعمت عمومی تو، که به برکت تو، هیچکس جز تو، اهل فضل و علم را بزرگ نمیدارد.
بحاتم ار بجهان آید التجا نکنمباستخوان رسد ار کاردم ز دست نیاز
هوش مصنوعی: اگر حاتم طایی به دنیا بیاید، من از او درخواست کمک نمیکنم، حتی اگر کار من به استخوان و سختی برسد.
همیشه تا بگه شیون و بموسم سورز ساز و سوز درآید بکوهسار آواز
هوش مصنوعی: هر زمان که صدای نالهای به گوش برسد و به جشن و شادی بپردازیم، صدای ساز و شادی به کوهها میرسد.
بگوش تو مرساد از دیار دشمن و دوستبهیچ حال جز آواز سوز و ناله ساز
هوش مصنوعی: در گوش تو از سرزمین دشمن و دوست هیچ صدایی جز آوازهای دردناک و نالههای غمگین نمیرسد.