شمارهٔ ١١٩ - وله ایضاً در مدح علاء الدین وزیر خراسان
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف جمال و کرامت یک شخص خاص میپردازد که به عنوان مظهر عظمت و خیرخواهی شناخته میشود. شاعر از زیباییهای بیکران او سخن میگوید و وجود او را منبع زندگی و رونق دانسته و او را به خورشید و سرو تشبیه میکند. همچنین، به قدرت اثرگذاری او بر روی دیگران و نقش او در جامعه اشاره میشود. شاعر تأکید میکند که هیچ کس نمیتواند به زیبایی و عظمت او دست یابد و اگرچه تمام تلاشها برای توصیف او ممکن است ناکافی باشد، اما نام او همیشه بر زبانها خواهد بود. در پایان، شاعر آرزو میکند که وجود پاک این شخصیت در زمانه باقی بماند و یاد او همواره زنده باشد.
زهی جمال تو خورشید آسمان کرموجود پاک تو سر خیل دودمان کرم
هوش مصنوعی: ای زیبایی تو، مانند خورشید در آسمان، وجود پاکت مایهٔ فخر و افتخار نسلها و خانوادههای نیکوکار است.
علاء دولت و ملت توئی که یافت خردخجسته حضرت والات را مکان کرم
هوش مصنوعی: تو از نیکویی و شرافت دولت و ملت برخورداری که با حکمت و دانایی خویش، جایگاه بلند و بزرگوارانهای برای خود فراهم کردهای.
دعای دولت تو ورد خویشتن کردیگر اقتدا بسخن داشتی زبان کرم
هوش مصنوعی: اگر دعا و خواست تو پیوسته بر زبان جاری باشد، برای اینکه از سخنان نیکو پیروی کنی، زبان بخشش و مهربانی را به کار ببر.
بصد قران فلک اندر زمانه ننمایدبسان همت تو گوهری ز کان کرم
هوش مصنوعی: در طول زمان، هیچ چیزی مانند اراده و تلاش تو ارزشمند نیست و همچون گوهر گرانبهایی از معدن بخشندگی به دست نمیآید.
نیافت پرورش از چشمه سار آب حیاتبراستی چو تو سروی ببوستان کرم
هوش مصنوعی: از چشمهسار آب حیات، پرورش و رشد نداشتی. واقعاً تو همچون سروی در باغ کرم و لطافت هستی.
هزار بار اگر خامه را زبان ببرینه ممکن است که باز استد از بیان کرم
هوش مصنوعی: هر چقدر هم که قلم را به زبان بیاوری و آن را به حرکت درآوری، باز هم نمیتوانی اظهار محبت و بزرگواری را به طور کامل بیان کنی.
گهی که نام کرم بر زبان من رفتیفلک بنام تو دادی مرا نشان کرم
هوش مصنوعی: هر از گاهی که نام نیک تو بر زبانم جاری شد، آسمان با نام تو، مرا به نشانی از کرم و مهربانی هدایت کرد.
چه واجبست که شد با کریم طبعی توببخت ابن یمین منقطع زمان کرم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که از چه چیزی باید به عنوان یک اصل و ضرورت یاد کرد، هنگامی که با روح بزرگ و بخشندهات، بخت و سرنوشت ابن یمین به طور ناگهانی از کرم و لطف خارج شده است. بدین ترتیب، اشاره به بیتوجهی یا قطع شدن از نعمتهای الهی و جنبههای مثبت زندگی است.
سپهر سفله سیه کاسگی چو پیشه گرفتنداد بی جگرم لقمه ئی ز خوان کرم
هوش مصنوعی: آسمان پست و سیاه اگرچه مشغول کار و حرفهاش است، اما دل من را به درد میآورد که حتی لقمهای از سفره بخشش به من نمیدهد.
مرا ز گفته غیری لطیفه ئی یاد استکه آیتیست فرو آمده بشأن کرم
هوش مصنوعی: من از سخن شخص دیگری نکتهای شیرین در یاد دارم که نشانهای از بزرگواری اوست.
ببوی فضل و کرم خان و مان رها کردمکه روی فضل سیه باد و خان و مان کرم
هوش مصنوعی: من بوی خوبی و بزرگواری خان و خانوادهام را رها کردم، زیرا که روی نیکو با صفتی سیاه است و بزرگی و کرم خانوادهام هم از بین رفته است.
نه نیک باشد اگر پایمال دهر شودسری که پیش تو باشد بر آستان کرم
هوش مصنوعی: اگر انسانی که سرش را به خاطر تو در آستان کرمت قرار دادهای، زیر پاهای زمان و حوادث زندگی برود، این وضعیت خوب و مطلوبی نخواهد بود.
همیشه تا ز کریمان بیادگار بودنوشته بر ورق دهر داستان کرم
هوش مصنوعی: در هر زمان، چیزهایی از خوبیها و بزرگواریهای کریمان بر جا میماند که داستان کرامت آنها در صفحات تاریخ ثبت شده است.
وجود پاک تو اندر زمانه باقی بادکه از وجود تو دارد حیات جان کرم
هوش مصنوعی: وجود نازنین تو همیشه در این دنیا پایدار باشد، چون کرم زندگیاش را از وجود تو میگیرد.