شمارهٔ ١۵٧ - وله ایضاً در مدح نظام الدین یحیی
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و شادابی عید و فرخندگی آن میپردازد. شاعر به شادی و طرب در این روز خاص اشاره میکند و از می و بزم و نعمتهای آن سخن میگوید. او همچنین به تمایز میان شادیهای دنیوی و لذتهای روحانی اشاره میکند و تأکید میکند که در این روز خاص، زیبایی و طراوت زندگی آشکارتر از همیشه است.
شاعر به قدرت و فضیلت حاکمی میپردازد که در زمان خودش، عدالت و رونق را به ارمغان میآورد. او به این نکته اشاره میکند که این حاکم، با تدبیر خو به مانند آفتاب نور افشانی میکند و همه را تحت تأثیر قرار میدهد. در نهایت، شاعر آرزوی دوام عدالت و خوشبختی را برای تمامی انسانها در این جهان دارد و از آن به عنوان عاملی مؤثر در نظم دنیا یاد میکند.
عیدست در ده ای صنم گلعذار میبنمای صورت طرب اندر صفای وی
هوش مصنوعی: بهار در دهکدهای است که معشوق با صورت زیبا و دلپذیر خود، شادی و سرور را به نمایش میگذارد.
شد کار عیش ساخته از عید همچو چنگزین پس میان ببند ز بهر طرب چو نی
هوش مصنوعی: کار خوشی و شادی به عید رسیده است، مانند سازی که با چنگ نواخته میشود. از این پس باید میان خود را به خاطر لذت و شادی ببندیم، مانند نی.
مطرب بگوی نغمه خوش، زهد تا به چندساقی بیار ساغر می توبه تا به کی
هوش مصنوعی: خواننده، آهنگ خوشی را بخوان. زاهد بگو تا کی باید از ساقی خواهش کنیم که جام می بیاورد و از چه زمانی باید در توبه بمانیم؟
با جام می نشین که درین دور بی ثباتصافی دل به دست نیاید چو جام می
هوش مصنوعی: با یک جام می بنشین و خوش بگذران، زیرا در این دنیای ناپایدار، نمیتوان دل صاف و آرام را مانند جام می به دست آورد.
در ده میی که عرصه بزم از فروغ اوخوشتر ز نوبهار نماید به ماه دی
هوش مصنوعی: در دهکده، میخانهای وجود دارد که نور او، فضایی شادیبخشتر از بهار را به ما هدیه میدهد، حتی اگر در فصل دی (زمستان) باشد.
ز آن می که گفتمش به صفا هست آفتابعقلم شنید گفت چه گفتی خموش هی
هوش مصنوعی: به خاطر آن موضوعی که با او صحبت کردم و او را به خوبی و زیبایی نسبت دادم، عقل من به آنچه گفتنش را شنید، پاسخ داد که چه میگویی، سکوت کن.
از نورش آفتاب اگر مقتبس شودمنشور حسن او نشود در کسوف طی
هوش مصنوعی: اگر آفتاب هم از نور او بهره بگیرد، زیبایی و ویژگیهای او در زمان کسوف و تاریکی از میان نمیرود.
گفتم پس آفتاب نگویم چه گویمشگفتا که عکس خاطر دستور نیک پی
هوش مصنوعی: من گفتم که اگر نتوانم از آفتاب صحبت کنم، پس چه چیزی باید بگویم؟ او پاسخ داد که باید از تأثیر خوب کسی که شایسته است، سخن بگویی.
والا نظام دولت و ملت که رأی اوبر روی آفتاب نشاند ز شرم خوی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نظام حکومت و ملت به حدی عزیز و با ارزش است که نظر او مانند خورشید درخشان و روشن است و باعث شرم و خجالت خود او میشود. این سخن به اهمیت و اعتبار رهبری و آگاهی بالای او اشاره دارد.
آن سروری که در طلب فرخی همایآید عقاب رایت او را به زیر پی
هوش مصنوعی: آن سروری که برای رسیدن به خوشبختی و سعادت، در جستجوی پرنده خوشبختی به سوی او میآید، مانند عقابی است که پرچم او را به زیر میاندازد.
گیرد به یک سوار و ببخشد به یک سؤالدر رزم و بزم کشور آفاق و ملک ری
هوش مصنوعی: یک سوار شجاع و دلیر در میدان جنگ و جشن در دیارهای مختلف و در سرزمین ری با قدرت و مهارت عمل میکند و تواناییهایش را به نمایش میگذارد.
چون همتش به عالم علوی سفر کندآرد به زیر پای ز رفعت سر جدی
هوش مصنوعی: زمانی که اراده و تلاش او به عالم بالاتر پرواز کند، باید مطمئن باشد که از بلندیها و افتخارات خود به زیر پا میافتد.
هرگز به رزم و بزمِ درون هیچ بخردییک پی نبیندش که نگوید هزار پی
هوش مصنوعی: هرگز در میهمانی و جشن کسی را نمیبینی که در درونش یک نشانه یا رازی باشد و او این را به هزار شکل بیان نکند.
کآمد به فال سعد دگر باره در جهانرستم ز سمت زابل و حاتم ز راه طی
هوش مصنوعی: رستم دوباره به دنیا آمد و از سوی زابل و حاتم از راهی دیگر وارد شد.
ننهاد پا ز کتم عدم خلق در وجودتا جود او نگفت که ارزاقکم علی
هوش مصنوعی: آفرینش از عدم جاری شد و قدمی به وجود گذاشت، تا اینکه خداوند فرمود که روزی شما بر عهده من است.
نشگفت اگر رود به سر و پای غرم بازدر عهد عدل او ز کمان جمله شاخ و پی
هوش مصنوعی: چه عجیب نیست اگر رودها بهدلیل زمانهای که در آن هستیم، سر و پای خود را برگردانند و در دوران عدالت او، همه چیز بهدرستی و صلح برگردد.
گردون پیر گفته به شفقت هزار باربا بخت او که انبتک الله یا صبی
هوش مصنوعی: آسمان کهن بارها با مهربانی به بخت او گفته که تو را خداوند به وجود آورده است، ای کودک.
ای خسروی که رأی تو اندر ضمیر خصمنور هدایتست نهان در میان غی
هوش مصنوعی: ای خسرو، تدبیر و فکر تو در دل دشمن به گونهای است که نور هدایت به طور پنهان در میان تاریکیها قرار دارد.
سوء المزاج خصم تو چون دیر درکشیدآن به که شربتش بدهند از لعاب حی
هوش مصنوعی: دوست دشمن تو به خاطر بدخلقی و وضعیت نامناسبش، بهتر است که به او نوشیدنی بدهند تا اینکه او را دراز بکشانی و منتظر بگذاری.
قدر ترا ز اطلس گردون کند قباای در کلاه گوشه قدرت شکوه کی
هوش مصنوعی: قدر تو مانند رنگ و نقش اطلس آسمان است؛ تو به مانند ابهت و عظمت در گوشهی کلاه قدرت میدرخشی.
نعل سم سمند تو هر ماه مینهدبر داغگاه ابلق گردون به جای کی
هوش مصنوعی: نعل سم سمند تو هر ماه بر روی جایگاه سوزان آسمان قرار میگیرد. به جای کی؟
به بیان سادهتر، این جمله به تصویری از اسب و جایی اشاره دارد که نشان از قدرت و حضور دائمی آن دارد.
ارباب فضل را به جناب رفیع توچندان تفاخرست که اعراب را بحی
هوش مصنوعی: آقایی و دانش تو آنقدر برایت اهمیت دارد که باعث میشود بر دیگران فخر بفروشی، بهگونهای که عربها هم به حالت تعجب درآیند.
عدل تو گر نه دافع ظلم فلک شدیبر صفحه وجود نماندی نشان شیی
هوش مصنوعی: اگر عدل تو نبود که ظلم آسمان را دفع کند، در هیچ جایی از عالم نشانهای از وجود نمیماند.
کار جهانیان به نظام از وجود تستبادت وجود تا بود اندر زمانه حی
هوش مصنوعی: کارهای مردم بر پایه وجود تو سامان میگیرد، باشد که وجود تو در این دنیا تا ابد باقی بماند.