شمارهٔ ۳۴
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات غم و عشق خود اشاره دارد و هر بار که عشق او مورد آسیب قرار میگیرد، آن را به نوعی تجربهای تکراری میداند. او از چشمانی اشکبار سخن میگوید و خود را همچون سروی آزاد توصیف میکند که همیشه برای معشوقش، بار دیگر آماده است. او تأکید میکند که هر بار که به عشق فکر میکند، حالتی جدید و متفاوت دارد، حتی اگر تجربیات مشابهی داشته باشد. در نهایت، شاعر به پیچیدگیهای عشق و روابط انسانی اشاره میکند و بیان میدارد که اگرچه درد و غم وجود دارد، اما عشق همچنان جاریست و تازه میشود.
بر دلم از جور او امبار بار دیگرستباش کو صد بار بود این نیز بار دیگرست
هوش مصنوعی: دل من از بیعدالتی و ظلم او پر شده و بار دیگر سنگینی احساسات تلخ را تجربه میکند، چون این وضعیت برای من بارها تکرار شده است.
بنده آن سرو آزادم که دایم بهر اوهر دمی از هر دو چشمم جویبار دیگرست
هوش مصنوعی: من آن جوانی هستم که همیشه به خاطر او اشکهای زیبایی از چشمانم جاری میشود و این اشکها مانند جویباری در هر لحظه روان است.
در هوای عارض همچون گل بیخار اوچشم من چون ابر نیسان اشکبار دیگرست
هوش مصنوعی: در هوای چهرهاش مانند گلی که عطرش را از دست دادهام، چشم من مانند ابرهای بهاری پر از اشک است.
با خرد گفتم که سرو راستی بالای اوستگفت نی خپ باش کآنجا کار و بار دیگرست
هوش مصنوعی: با عقل و خرد به من میگفتند که راستقامتی در آن بالا قرار دارد، اما پاسخ دادند که نه، اینجا جایی برای کار و تجارت دیگری است.
بر سر سرو سهی نسرین و سنبل کی شکفتتا چه شاخست آنکه او را برگ و بار دیگرست
هوش مصنوعی: بر سر درخت بلند و زیبای نسرین و سنبل، چه زمانی شکوفه زد؟ به راستی کدام شاخه است که او را با برگ و بار دیگری مقایسه کند؟
گر چه با من دوستم دی بود بر نوعی که بودرغم دشمن آن گذشت امروز بار دیگرست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در گذشته دوستانی داشتم، امروز دوباره بر نوعی که بود، با دشمنانم روبرو شدم.
گر دهد سلطان حسنم در دمی صد بار بارهمچنان ابن یمین در عشق بار دیگرست
هوش مصنوعی: اگر سلطان زیبایی در یک لحظه مرا بارها ببیند، من هنوز مانند ابن یمین در عشق دوباره عاشق میشوم.