شمارهٔ ۴۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و غم عمیقی است که شاعر به خاطر عشقش تجربه میکند. او از رنجها و مصائب ناشی از این عشق صحبت میکند و توصیف میکند که چگونه لحظات سخت و سنگین بر او گذشته است. او به شبها اشاره میکند که در هوس معشوقش به سر میبرد و اشکها و احساساتش از شدت غم به حدی بالا رفته که دیگر نمیتواند تحمل کند. همچنین به این نکته اشاره دارد که عشق او درمانناپذیر است و در نهایت با وجود مشکلات بسیار، امید به وصال معشوق هنوز در دلش وجود دارد.
دوش چه دانی مرا بیتو چه بر سر گذشتلشکر غم بر سرم بیحد و بیمر گذشت
هوش مصنوعی: دیشب چه میدانی که چه بر سرم آمد، هنگامی که سپاه اندوه به شدت بر من هجوم آورد و بیوقفه بر من گذشت.
در هوس لعل تو در شب همچون شبهسیم روانم ز جزع بر رخ چون زر گذشت
هوش مصنوعی: در آرزوی لبهای تو، چون ماه در شب میدرخشم و از ناراحتی بر چهرهام چون زر نمایان است.
آب گذشت از سرم بسکه بباریدم اشگدر غم عشقت ببین چیست مرا سر گذشت
هوش مصنوعی: در اثر اشکهایی که به خاطر غم عشق تو ریختم، دیگر هیچ چیز از من باقی نمانده است. الآن از وضعیت خودم مطلع شو و ببین چه بر سرم آمده است.
درد غم عشق او می نپذیرد دوارنج مبر ایصبا کار از آن در گذشت
هوش مصنوعی: درد ناشی از عشق او هیچ درمانی را قبول نمیکند، پس ای صبا، خود را به زحمت نینداز، زیرا این وضعیت فراتر از تحمل است.
چون دل دیوانگان بسته بزنجیر شدباد صبا چون بر آن زلف معنبر گذشت
هوش مصنوعی: وقتی دل دیوانگان به زنجیرهای عشق گرفتار شد، وزش باد صبحگاهی که از کنار آن موهای خوشبو میگذشت، به آنها احساس حبس و مشکل را بیشتر میافزود.
دوش دلم چون خلیل تا سحر و وقت شامز آن صنم آزری بر سر آذر گذشت
هوش مصنوعی: دیشب دل من مانند ابراهیم خلیل، تا صبح و زمان شام، از دوری آن معشوق آزرگون، در آتش suffering گذشت.
بر دل ابن یمین گر چه گران بود هجرلیک بامید وصل دوش سبکتر گذشت
هوش مصنوعی: اگرچه جدایی برای دل ابن یمین سخت و سنگین بود، اما به خاطر امیدی که به وصال داشت، شب گذشته را با راحتی بیشتری گذراند.