شمارهٔ ۱۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به وصف زیبایی و جذابیت محبوبی میپردازد که شاعر از آن به عنوان یک "برده نرد" یاد میکند. او قد محبوب را به سرو جویبار تشبیه میکند و زیبایی لبانش را به عنوان نشانی از هنر و ظرافت مطرح میسازد. شاعر میگوید دلش تحت تأثیر خط، زلف و خال محبوب است و از دردهای ناشی از این عشق رنج میبرد. او میگوید اگر هزار دشمن هم باشد، در عشق محبوب تسلیم نمیشود و با آن مواجهه میکند. عشق به محبوب چنان در دلش جا میگیرد که عقل را از او میگیرد و تمام توجهش معطوف به محبوب میشود. در انتها اشاره میشود که زیبایی محبوب حتی میتواند بر عقل برتری یابد و ارزش آن را کاهش دهد.
ای برده نرد حسن ز خوبان روزگارقدت براستی چو سهی سرو جویبار
هوش مصنوعی: ای جوان خوشاندام و زیبا، حقیقتاً تو مانند سروهای بلند و جویبارهایی هستی که در میان خوبان زمان خود قرار داری.
الحق بسان نقش زیاد آن دهان توموهوم نقطه ایست به پنهان نه آشکار
هوش مصنوعی: حقیقت همچون نقشی زیاد در دهان تو نهانی است، نه به وضوح و روشنی.
داریم دل بدست خط و زلف و خال تواز دست هر سه تا چه کشد این دل فکار
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر زیباییها و ویژگیهای تو، از جمله خط و زلف و کلاهی که بر چهرهات نقش بسته، آشفته و در حال دلتنگی است. این دل چه دردی را تحمل میکند!
باده هزار دشمن اگر دوست با منستدارم مصاف و روی نپیچم ز کار زار
هوش مصنوعی: اگرچه باده هزار دشمن دارد، اما اگر دوستی با من باشد، آمادهام که با همه آنها بجنگم و از نبرد فرار نکنم.
عشقت چو در سراچه دل خانه گیر شدزین پس برون شود خرد از وی باضطرار
هوش مصنوعی: وقتی عشق تو در دل من جا گیرد، از این پس عقل و تدبیر من به ناچار از آن خارج خواهد شد.
گر سرو بیش قد تو سر میکشد مرنجعقل طویل را نبود هیچ اعتبار
هوش مصنوعی: اگر سرو بلندقد تو بلند شود و خود را به نمایش بگذارد، نگرانی نداشته باش، چون عقلهای بلند و فکرت موجه نیستند و ارزشی ندارند.
منصوبه هوای تو ابن یمین چو باختدر ششدر غمت دلش افتاد مهره وار
هوش مصنوعی: دل امیدوارم در آرزوی تو مانند یک مهره در بازی شطرنج به دنیای غم تو گرفتار شده است و در این بازی زیبا، حتما به بینتیجه بودنش پی برده است.