شمارهٔ ۲۳۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره درخواست و نیاش به خداوند است تا بر بینوایان نظر رحمت کند. شاعر به معشوقی اشاره میکند که در حیاتش به وفای یارانش دچار مشکل شده و از او میخواهد که بر کوی آشنایان نگذرد. او همچنین به پیچیدگی و زیبایی زلف محبوب اشاره میکند و متذکر میشود که در دنیا زیباییها و وفا و خیانت وجود دارد. شاعر نسبت به دشمنانش وفادار میماند و عزم خود را برای عشق و تلاش در این راه نشان میدهد، حتی اگر در این مسیر با سردرگمی مواجه شود. در نهایت، به جستجوی رهنما در عرصه عشق اشاره میکند و نشان میدهد که در این مسیر حیرت و اعتراض وجود دارد.
جانا بچشم رحمت بنگر به بینوایانسلطان حسن آخر بخشای بر گدایان
هوش مصنوعی: ای جانم، با نگاه رحمتت به فقیران بنگر، ای سلطان حسن! در نهایت، بر گدایان مهر و لطفی ارزانی دار.
بیگانه ایم با خود تا با تو آشنائیمبیگانه وار مگذر بر کوی آشنایان
هوش مصنوعی: ما از خودمان بیگانهایم تا بتوانیم با تو آشنا شویم. خواهش میکنم بیتفاوت از کنار کوی آشنایان نگذری.
با هر که عهد بستی چون زلف خود شکستیمعلوم شد که هستی سر خیل بیوفایان
هوش مصنوعی: هر کسی که با او قرار و عهد بستی و سپس به او وفا نکردی، نشان میدهد که تو نیز بخشی از گروه افرادی هستی که به عهد و پیمان وفا نمیکنند.
در ملک دلربائی سلطان با نوائیمعذوری ار نیائی نزدیک بینوایان
هوش مصنوعی: در سرزمین محبت و زیبایی، اگر صدای خوشی نمیشنوی، نزدیک انسانهای بینوایان و رنجکشیده برآی.
تا باد صبحگاهی بگشاد بند زلفتبندی فتاد محکم بر کار عطر سایان
هوش مصنوعی: تا هنگامی که نسیم صبحگاهی، گیسوانت را باز کرد، باندی محکم بر عطر افشانان افتاد.
هر چند شرح زلفت دارد دراز نائیآرد زبان شانه آنرا ز سر بپایان
هوش مصنوعی: با اینکه در دنیای شعر و نثر، زیبایی و جذابیت زلفهای تو توصیفهای زیادی دارد، اما هیچ زبان و کلامی نمیتواند به خوبی این زیبایی را به تصویر بکشد و از پهلو به پا تبدیل کند.
تا در حساب رندان گشتم فذلک ایجانکردند وضع ما را از جمله پارسایان
هوش مصنوعی: وقتی در حساب و کتاب رندان و اهل خوشگذرانی رفتم، متوجه شدم که حال و وضع ما در مقایسه با پارسایان چندان جالب نیست.
هرگز بقول دشمن از دوست بر نگردمدر عشق سخت کوشم بر رغم سست رایان
هوش مصنوعی: هرگز به گفتهی دشمن از دوستم دور نمیشوم و در عشق با وجود نظرهای ضعیف دیگران، تلاش زیادی میکنم.
ابن یمین بوصلت میجست رهنمائیخود حیرتش فزون شد در راه رهنمایان
هوش مصنوعی: ابن یمین در جستجوی راهنمایی و هدایت است، اما با وجود تلاشش، به دلیل حیرت و سردرگمیاش در کنار رهبران، دچار گیجی بیشتری میشود.