شمارهٔ ۲۴۰
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساسات عمیق و عشق خود را به معشوقش بیان میکند. او از زیبایی صدای معشوق و قدرت کلامی که دارد، سخن میگوید و بر این باور است که هیچکس به زیبایی او نمیتواند سخن بگوید. او همچنین اشاره میکند که عشقش او را از خواب و خوراک انداخته و نمیتواند حتی در این حالت هم از صحبت درباره معشوقش چشم بپوشد. بهویژه، او از نسیم صبح میخواهد که پیامی از او به معشوق برساند، زیرا مطمئن است که هیچکسی غیر از خودش لایق صحبت با معشوق نیست. نهایتاً، شاعر بر این نکته تأکید میکند که تنها با ارزشهایی مانند زر و گوهر میتوان از زیباییهای معشوق گفت و از دنیای عادی و خشک سخن گفتن بیفایده است.
شکر میریزد از پسته نگارم در سخن گفتننباشد هیچ طوطی را ازین خوشتر سخن گفتن
هوش مصنوعی: نگار من، وقتی با لبهای شیرینش صحبت میکند، مانند پسته خوشمزهای است که شکر بر آن ریخته شده. هیچ طوطیای نمیتواند از این زیباتر و دلنشینتر سخن بگوید.
ز یاد رسته دندان همچون در شهوارشمرا گوهر فشان گردد زبان اندر سخن گفتن
هوش مصنوعی: ز یاد رفته دندان، مانند گل در باغ خود، زبانم در هنگام سخن گفتن مانند گوهر میدرخشد.
بدور اختر چشمش کزو شد چشم جان روشننباشد عقل را لایق زماه و خور سخن گفتن
هوش مصنوعی: ای دل، وقتی که دور از آن ستاره چشمش هستی، چشم جانت هم روشن نخواهد بود. عقل در سخن گفتن از تو و خورشید، لایق نیست.
ز آه سرد و اشک گرم خشک و تر بود دایملب و چشمم ولی نتوان ز خشک و تر سخن گفتن
هوش مصنوعی: از درد و اندوهی که دارم، لب و چشمانم همیشه در حال تغییر هستند: لبهایم خشک و چشمهایم پر از اشکاند. اما با وجود این حالت نمیتوانم از این احساسات صحبت کنم.
اگر چه عشق او بربود خواب و خور ز من لیکننباشد لایق عاشق ز خواب و خور سخن گفتن
هوش مصنوعی: هرچند که عشق او خواب و خوراک را از من گرفته است، اما عاشق سزاوار نیست که درباره خواب و خوراک صحبت کند.
نسیم صبح را گفتم بگو رمزی ز من با اوکه با او جز تو نتواند کسی دیگر سخن گفتن
هوش مصنوعی: به نسیم صبح گفتم که بگو یک راز از من به او، زیرا هیچ کس به جز تو نمیتواند با او صحبت کند.
بگفت ابن یمین خشک آر و بگذر زین حدیث ترکه با آن سیمبر نتوان بجز از زر سخن گفتن
هوش مصنوعی: ابن یمین میگوید که باید از این بحثهای خالی و بیفایده دوری کرد، زیرا با شخصی که دارای ارزشهای بالا و روحی لطیف است، نمیتوان جز با زبان طلا و نیکوکاری صحبت کرد.