شمارهٔ ٨٩
هوش مصنوعی: در این شعر، راوی به خواجه (نفر قدرتمند) شکایت میکند از رنج و فقر خود. او به خواجه میگوید که راه حل مشکلش در دستان اوست. خواجه بعد از آنکه از وضعیت راوی مطلع میشود، به او توصیه میکند که نگران نباشد؛ زیرا درمان این رنج در اختیار خود آنهاست. سپس خواجه با تأکید بر اهمیت درمان اجتماعی، غذا و شراب به راوی میدهد.
بردم بنزد خواجه شکایت ز رنج فقرگفتم دوای این بکف همت شماست
هوش مصنوعی: به نزد خلیفه رفتم و از درد فقر شکایت کردم و گفتم تنها راه حل این مشکل، اراده و همت شماست.
بر حال من چو یافت وقوف تمام گفتزین رنج غم مخور که دوایش بدست ماست
هوش مصنوعی: وقتی حال مرا به خوبی درک کردی، به من گفت که نگران این رنج و غم نباش، زیرا درمان آن در دست ماست.
از من گرفت باز طعام و شراب و گفتاول علاج مردم بیمار احتماست
هوش مصنوعی: از من غذا و نوشیدنی را دوباره گرفت و گفت: اولین درمان برای مردم بیمار، اجتماع و همبستگی است.