شمارهٔ ١٢۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر سفر روحی و تحول وجودی شاعر است. او از حالت عدم به وجود میرسد و مراحل مختلفی را طی میکند: از گیاهی به حیوانی، سپس به ملایکان و بعد از آن به درون خود و شناخت فطرت واقعیاش. این سفر نشاندهنده پیشرفت و تکامل روحی اوست که در نهایت به شناخت عمیقتری از خود و ارتباط با معشوق میرسد. شاعر در این مسیر، لحظاتی را تجربه میکند و هر بار از آنها میگذرد تا به مرحله جدیدی برسد.
زدم از کتم عدم خیمه بصحرای وجودوز جمادی به نباتی سفری کردم و رفت
هوش مصنوعی: از حالت عدم، به دنیای وجود قدم گذاشتم و از حالت بیجان به زندگی گیاهی رسیدم و این سفر را ادامه دادم و پیش رفتم.
بعد ازینم کشش طبع بحیوانی بودچون رسیدم بوی از وی گذری کردم و رفت
هوش مصنوعی: پس از این، میل من به سوی حیوانی بود و وقتی به او رسیدم، بویی از او حس کردم و از کنار او گذشتم و رفتم.
با ملایک پس از آن صومعه قدسی راگرد برگشتم و نیکو نظری کردم و رفت
هوش مصنوعی: پس از آنکه به دور یک صومعه مقدس گشتم و با فرشتگان ملاقات کردم، با دقت به آنجا نگاه کردم و سپس به راه خود ادامه دادم.
بعد از آن در صدف سینه ایشان به صفافطرت هستی خود را گهری کردم و رفت
هوش مصنوعی: پس از آن، در دلهای پاک و ساده آنها، به شکل یک گوهر، وجود خود را پیدا کرده و سپس از آنجا رفتهام.
بعد از آن ره سوی او بردم و چون ابن یمیندر امان گشتم و ترک دگری کردم و رفت
هوش مصنوعی: پس از آن به سوی او روانه شدم و وقتی که به امن و امان رسیدم، از دیگری فاصله گرفتم و رفتم.