شمارهٔ ٣٢۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تجربیات خود از وحدت و انزوا اشاره میکند و بیان میکند که در این حالت، آسایش روحی به او دست میدهد. او از لطافت و خوشیهایی که به او میرسد سخن میگوید و همچنین به زیبایی و جذابیت دیدگاههایش نسبت به دنیا و علم اشاره دارد. شاعر احساس میکند که زندگی اش بدون زحمتی خاص و به راحتی سپری میشود و بر این باور است که نیازی به تکیه بر دیگران ندارد. او در پایان اعلام میکند که از خلقوخو و زندگی دیگران دوری جسته و به آرامش و رضایت درونی میرسد.
که داند که در وحدت و انزواچه آسایش جان بمن میرسد
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که چقدر آرامش روحی به من در حالت تنهایی و اتحاد با خودم میرسد.
گشاد است بر من ریاضی کز آنخرد را نسیم سمن میرسد
هوش مصنوعی: ریاضی برای من وسیع و بزرگ است، چرا که از آن، عطر و نسیم خوش سمن به من میرسد.
دمادم لطیفی دگر نزد منز آزادگان ز من میرسد
هوش مصنوعی: هر لحظه نغمهای خوش و لطیف به گوش من میرسد که از آزادگان به من میرسد.
رسد هر زمانم بدل دلبریچو سروی که سوی چمن میرسد
هوش مصنوعی: هر لحظه دلم welcomes دلبری را میگیرد، مانند سروی که به سوی باغ میرسد.
بر او زیور عقده ای گرانز عمان و ملک یمن میرسد
هوش مصنوعی: زیور سنگین و با ارزشی از عمان و سرزمین یمن به او میرسد.
بقیمت بر اهل دانش چنانکه نقد روانش ثمن میرسد
هوش مصنوعی: به دانشمندان باید به اندازهای ارزش داد که علم و دانش آنها پول و قیمت واقعی خود را دارد.
معاشی بمن ز آسیای زبربلا زحمت کیل و من میرسد
هوش مصنوعی: زندگی من از سختیها و چالشها پر شده است، اما به جای اینکه از این درد و رنج خسته شوم، به من میرسد که درون این مشکلات برکت و نیکی وجود دارد.
نه من بر کسی منتی مینهمنه بر من مشقت بمن میرسد
هوش مصنوعی: من از کسی توقعی ندارم و بر کسی منت نمیگذارم، ولی سختیها و مشکلات به خودم رسید.
شد ابن یمین فارغ از خلق از آنکه رزقش چو سلوی و من میرسد
هوش مصنوعی: ابن یمین از درگیریهای دنیوی رها شده است؛ زیرا روزیش به آسانی تأمین میشود و من هنوز در تلاش برای به دست آوردن روزی خود هستم.