شمارهٔ ٣٨٧
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از مشکلات اقامت در خراسان و ناتوانی در پیشرفت علمی و هنری صحبت میکند. او احساس میکند که در این محیط، تجربیات و استعدادهایش به خوبی قابل استفاده نیستند و افرادی که در اینجا هستند، هنر و توانایی بالایی دارند. در نتیجه، شاعر به این نتیجه میرسد که بهتر است از خراسان برود، چرا که ادامه زندگی در این شرایط نابسامان، برای او ممکن نیست.
اقامت در خراسان گشت مشکلشد اینجا مشرب عشرت مکدر
هوش مصنوعی: زندگی در خراسان دشوار شده و حالا این مکان دیگر آن فضای خوشی و لذت را ندارد.
مرا در رشته دانش نباشدبجز گوهر فروشی کار دیگر
هوش مصنوعی: من تنها در زمینه دانش به کار فروش گوهر مشغولم و کار دیگری ندارم.
درین اقلیم صاحب همتانندکه هریک ز آن بزرگان هنرور
هوش مصنوعی: در این سرزمین، همه بزرگان و هنرمندان با یکدیگر هممقام و همرتبه هستند.
بهمت آنچنان باشد که او رانیرزد نیم نان صد دانه گوهر
هوش مصنوعی: با همت و ارادهای قوی، ارزش انسان آنقدر بالا میرود که هیچ چیز جز نیم نان نمیتواند با او مقایسه شود، حتی اگر آن چیز صد دانه گوهر باشد.
مرا گوهر فروشی با چنین قومنمیگوئی که چون باشد میسر
هوش مصنوعی: مرا به جواهر فروش بگو که با این افراد نمیشود که چطور این کار ممکن است.
ضرورت از خراسان رفت بایداگر زینسان بدست آید هنر خر
هوش مصنوعی: اگر ضرورت از خراسان رفته باشد، به این معناست که اگر شرایط به این شکل ادامه پیدا کند، تنها هنر کسی که خر است بدست خواهد آمد.