شمارهٔ ۴٢٢
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دوستی اشاره میکند که از او میخواهد تا غزلی بخواند. شاعر در پاسخ میگوید که از شعر گریزان است و هرچند خود را در شعر بینظیر میداند، میبیند که در زمانهاش نه جوانی به شعر علاقهمند است و نه پیرانی. او همچنین به این نکته اشاره میکند که طبع و ذوقش به شعر نمیرسد و از آن دور است.
دی مرا دوستی که مایل بوددائمش خاطر خطیر بشعر
هوش مصنوعی: دوستی دارم که همیشه به شعر علاقهمند است و دغدغههای عمیق روحی او را در بر میگیرد.
گفت از اشعار خود بخوان غزلیای تو بر شاعران امیر بشعر
هوش مصنوعی: از تو خواستم که شعری از خودت بخوانی، ای کسی که در بین شاعران چون امیری به شمار میآیی.
گفتم از شعر کرده ام اعراضگرچه هستم بلا نظیر به شعر
هوش مصنوعی: گفتم که از شعر دوری کردهام، ولی با این حال، من در شعر بینظیر هستم.
زان کز ابناء دهر نیست کسینه جوان راغب و نه پیر بشعر
هوش مصنوعی: بیت اشاره دارد به اینکه در این دوره زمانه، هیچیک از نسلها، نه جوانان و نه پیران، به شعر و ادب علاقهمند نیستند. به عبارت دیگر، همه از هنر و زیبایی شعر بیمیلی نشان میدهند و این اوضاع نشاندهنده فقدان توجه به زیباییهای ادبیات در جامعه است.
وین بتر تر که طبع وقادممی نپردازد از شعیر بشعر
هوش مصنوعی: این بهتر است که طبیعت سرشاز وغنی من، به شعر عادی و معمولی نمیپردازد.