شمارهٔ ۴٢۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس ناامیدی و درد زندگی اشاره میکند و میگوید که او از سختیهای زندگی آگاه نیست. او به تلخیهای زندگی اشاره کرده و میگوید که مثل نیشکر شیرین نمیتواند بماند. اگر او به همین وضع ادامه دهد، دیگر در دیار علم و فضل جایی نخواهد داشت. سپس به تأکید بر این نکته میپردازد که نباید به شادی و غم وابسته بود، زیرا اینها خارج از اختیار ما هستند. هر چیزی از ابتدا مقدر شده و تغییر نخواهد کرد. او از دیگران میخواهد که به خاطر دنیا ناراحت نشوند و دیگری را نیز آزرده نکنند، چون در نهایت همه چیز فانی است و هیچ چیز در این دنیا ارزش ندارد.
ز حالم نیست آگه کس که چون منبرنجم زین سپهر سخت پیکار
هوش مصنوعی: هیچکس از حال من خبر ندارد که چگونه از این آسمان پرچالش و دشوار آزردهام.
بتلخی میکشد در تنگ و بندمچو شیرین دید طبعم نیشکر وار
هوش مصنوعی: در اوضاع و احوال دشوار زندگی، زمانی که تلخیها را احساس میکنم، همچون وقتی که شیرینکاریهای زندگی را میبینم، روحیهام شاداب میشود و به خوشیها وابسته میشوم.
اگر زین پس بر این سیرت بماندنماند در دیار فضل دیار
هوش مصنوعی: اگر این روش و سیرت ادامه پیدا کند، دیگر در سرزمین علم و دانش جایی نخواهد ماند.
دلا زو هم مبین شادی و غم راکه او را اختیاری نیست در کار
هوش مصنوعی: ای دل، به او خوشحالی و غم را نگاه نکنید، زیرا او در هیچ کاری اختیاری ندارد.
مقرر در ازل شد هر دو و اینکنخواهد گشت اینصورت دگر بار
هوش مصنوعی: در آغاز، سرنوشت هر دو روشن شد و اکنون دیگر این وضعیت تغییر نخواهد کرد.
مرنج از بهر دنیا و مرنجانمباش آزرده و کس را میازار
هوش مصنوعی: به خاطر دنیا ناراحت نشو و باعث ناراحتی دیگران هم نباش.
که هست و نیست یکسر بر گذار استهر آنچت نیست آنرا هست پندار
هوش مصنوعی: هر چیزی که وجود دارد و هر چیزی که وجود ندارد، در نهایت یکسان هستند. هرچه را که نداری، همان را وجودمند تصور کن.
بر ابن یمین گیتی نیرزدبدان کز بهر او گیرند تیمار
هوش مصنوعی: دنیا به ارزش ابن یمین نمیارزد، چرا که برای او، دیگران به سختی و زحمت میافتند.