شمارهٔ ۴٩٩
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زندگی خود و وضعیتش میپردازد. او از شهریاری متواضع سخن میگوید که همچون حاتم بخیل و بخشنده است. شاعر در ابتدا مشکلات مالی و وابستگیاش به دیگران را شرح میدهد و به وضعیتی اشاره میکند که به او اسبی دادهاند تا بر آن سوار شود. این اسب، چابک و زیباست، اما شاعر به معضلات مالی و ناتوانیاش در تأمین مخارج زندگی اشاره میکند. او درمییابد که عیش و خوشی بدون حمایت مالی از شاه ممکن نیست و مشکلات معیشتی او را آزار میدهد. این شعر در نهایت به ناچاری و نیاز شاعر به کمک دیگران اشاره میکند.
شهریار جهان طغایتمورای چو حاتم بمکرمت شده فاش
هوش مصنوعی: ای شاه بزرگ و بینظیر جهان، تو همچون حاتم طایی هستی که با کرم و سخاوتمندیات همه جا را پر کردهای.
وی چو باد خزان و ابر بهاردست تو زرفشان و گوهر پاش
هوش مصنوعی: او مانند باد خزانی و ابر بهاری است، دستت پر از آذین و جواهر است.
بنده را بسته بود بر آخورلاشه اسبی مناسب اوباش
هوش مصنوعی: بنده به زنجیر کشیده شده بود و کنار خوراکگاه حیوانی قرار داشت که مناسب افرادی بیفرهنگ و بیادب بود.
چند روزست تا فروخته امکرده وجه معاش خود ز بپاش
هوش مصنوعی: چند روزی است که برای تأمین مخارج زندگیام، به فروش چیزهایی که دارم پرداختهام.
وجهکی مختصر چه بر داردخاصه در دست رندکی قلاش
هوش مصنوعی: چقدر کم و مختصر است که یک شخص معمولی یا بیاعتنا، به ویژه وقتی در دست فردی خوشتیپ و بیپول باشد، چه تأثیری میتواند بگذارد.
شاه از آن پس به بنده اسبی دادچست و رهوار و چابک و جماش
هوش مصنوعی: شاه پس از آن، به خدمتگزار خود اسبی تندرو، چابک و با استعداد بخشید.
صورتی آنچنانک بر نکشیدمثل آن نوک خامه نقاش
هوش مصنوعی: صورتی همچنان زیبا و دلنشین دارد که شبیه نوک نرم و لطیف قلم نقاش است.
گرچه سمش چو تیشه فرهادهست در کوهسار سنگتراش
هوش مصنوعی: هرچند که زهرش همچون تیشهی فرهاد در دل کوههای سنگی قوی و آسیب زننده است، ولی باز هم کارش را میکند.
بگسلد از سبکروی باریفرش میدانش اگر کنند رشاش
هوش مصنوعی: اگر بار سبک و بیاهمیتش را رها کند، میدانش را با تردید و ناپایداری پر خواهند کرد.
خسروا چون برای اسب نماندزر بمقدار دانه خشخاش
هوش مصنوعی: وقتی که برای اسب چیزی از طلا و نقره باقی نمانده باشد، مانند دانههای خشخاش به اندازهی بسیار کم و ناچیز است.
مرکب شهریار هم نتوانبهر خرجی خود فروخت بلاش
هوش مصنوعی: مرکب پادشاه (سلطان) حتی نمیتواند به خاطر هزینههایش فروخته شود.
عیش ممکن نباشدم بی شکگر نخواهم ز شاه وجه معاش
هوش مصنوعی: من بدون کسب روزی از شاه (حاکم) نمیتوانم زندگی خوشی داشته باشم.