شمارهٔ ۵٨٧
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تجربهای عمیق از وحدت و درک حقیقت اشاره میکند. او در لحظهای خاص خوشحال و راضی است که در آن، مرزها و تفاوتها از بین میرود و به مقام والایی در عالم وحدت میرسد. در این حالت، نه عقل و نه دلیلی برای شک وجود دارد و به آنچه هست، آگاه نمیشود. شاعر زندگیاش را تا زمانی که زمین و آسمان برقرار هستند، ادامه میدهد و از سخنان شیرینش که در دنیا منتشر میشود، سخن میگوید و تأکید دارد که این سخنان مانند عسل شیرین و در عین حال نمکی هستند که شور خاصی به همراه دارند.
با خویشتنم هست دمی خوش که در آندمگنجای نبی نی ولی نی و ملک هم
هوش مصنوعی: من لحظهای خوش با خودم دارم که در آن لحظه، نیاز به پیامبر یا فرشتهای ندارم.
در عالم وحدت بمقامیست مرا جایکآنجا نه سما کست پدید و نه سمک هم
هوش مصنوعی: در دنیای یکتایی، من به جایگاهی دست یافتهام که در آن نه چیزی از عالم بالا وجود دارد و نه چیزی از عالم پایین.
در خانه شش گوشه مربع چو نشینمز آنسوی مکان پویم و زین دور ترک هم
هوش مصنوعی: وقتی در خانهای با شش گوشه و مربع شکل نشستهام، از آنسوی فضا عبور میکنم و از این دوری در میروم.
آگه نشود عقل زاسرار من و اوکانها نه پدیدار یقین است و نه شک هم
هوش مصنوعی: اگر عقل از رازهای من و او آگاه نشود، چون آن رازها نه کاملاً واضح است و نه به طور قطع میتوان به وجود آنها شک کرد.
ای ابن یمین زنده برانم که بمانمچندانک بماند کره خاک و فلک هم
هوش مصنوعی: ای ابن یمین، من بر آنم که زنده بمانم تا زمانی که کره زمین و آسمانها نیز بمانند.
شیرینی گفتار تو افکند در آفاقشوری ز چه زآنروی که شهدست و نمک هم
هوش مصنوعی: شیرینی کلام تو باعث شده که در دنیا هیجان و شور و شوقی ایجاد شود، چون گفتار تو مانند عسل است و در عین حال نمک هم دارد.